آخرین مطالب
کد مطلب: 6158
تاریخ انتشار: سه شنبه 15 مهر 1393
نوشتة :دكتر سيّد علي موسوي گرمارودي

نوروز ، عامل همبستگی دیگر میان کشورهای عضو اِکو

نوروز ، عامل همبستگی دیگر میان کشورهای عضو اِکو
اخبار > ایران  - می دانیم که تغییر طول شب و روز ، به سبب مایل بودن محور زمین نسبت به خورشید است.

اگر خورشيد دقيقا بر فراز خط استوا قرار گيرد ، شب و روز در تمام عرض هاي جغرافيايي زمين برابر خواهد شد . اين پديده در سال دوبار رخ مي دهد :يكي در اعتدال ربيعي در روز اول بهار و ديگر در اعتدال خريفي در روز اول پاييز. يعني زمين در حركت انتقالي خود در مدار گرد خورشيد ، (ونه در حركت وضعي يعني گردش به دور محور خويش) در جايگاهي قرار مي گيرد كه دايرة روشنايي اش از هردو قطب زمين مي گذرد.

پدران ما ، آغاز اعتدال بهاري را با عنوان نوروز و آغاز اعتدال پاييزي را نيز با عنوان مهرگان جشن مي گرفته اند.بعد ها اين روز و اين جشن به روز مهر از ماه مهر يعني روز 16 مهرهاه منتقل شد .

پنجاه روز پيش از بهار را هم با عنوان جشن سده ،گرامي مي داشته اند .كه به روايت نوروزنامه ، روزي است كه فريدون ضحّاك را بگرفت. اين سه جشن از لحاظ اهمّيّت ، به ترتيب نوروز ازهمه مهم تر و پس از آن مهرگان و آنگاه سده بوده است.

شاهنامه ،آغاز نوروز را به زمان پادشاهي جمشيد نسبت مي دهد و مي گويد كه جمشيد :

به فرّ كياني يكي تخت ساخت چه مايه بدو گوهر اندر نشاخت

كه چون خواستي ، ديو برداشتي زهامون به گردون بر افراشتي

چو خورشيد ِ تابان ميان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر آن تخت اوي شگفتي فرومانده از بخت اوي

به جمشيد بر ،گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند

سرِ سالِ نو ، هرمزِ فروَدين بر آسوده از رنجْ تن ، دل زكين

بزرگان به شادي بياراستند مي و جام و رامشگران خواستند

چُنين تا برآمد بر اين ، ساليان همي تافت از فرّ شاه كيان

ذكر نوروز در اسطوره هاي ملّي ما ، نشانة آن است كه اين ، آييني بازمانده از پيش از تاريخ مي تواند بود.

امّا در دورة تاريخي نيز برخي از محققان در پاره اي از سنگ نوشته هاي هخامنشي اشاره به نوروز را يافته اند.

در ديوان شاعر همدورة فردوسي فرّخي سيستاني ، درچندين قصيده وحتّي در ترجيع ، نوروز ذكر شده است:

يك جا مي گويد :

هرچه زيور بود نوروز نو آيين آن همه برد بر گل هاي باغ و راغ نوروزي بكار

و بيت ترجيع ، در مسمّطِ ترجيعي او ، اين بيت زيباست :

بدين شايستگي جشني ، بدين بايستگي روزي مَلِك را در جهان هر روز جشني باد نوروزي

پس از فرخي ، در دورة مسعود غزنوي ، منوچهري دامغاني در چندين قصيدة خود ، از نوروز ياد كرده است ولي در مدح سلطان مسعود ، قصيده اي مشهور و زيبا دارد كه 24 بيت از آن،يعني تمام تشبيب قصيده ، در وصف نوروز است :

بر لشكر زمستان نوروز نامدار كرده ست راي تاختن و قصدِ كارزار

وينك بيامده ست به پنجاه روز پيش جشنِ سَده ، طلاية نوروز و نو بهار

آري هر آنگهي كه سپاهي شود به رزم زاوّل به چند روز بيايد طلايه دار

اين باغ و راغ مُلكتِ نوروز ماه بود اين كوه و كوهپايه و اين جوي و جويبار...

...نوروز پيش از آنكه سراپرده زد به در با لُعبتان باغ و عروسانِ مَرغزار،

ا ين جشن فرّخ سَده را چون طلايگان از پيش خويشتن بفرستاد كامگار....

در آخر همين قرن پنجم ،( احتمالا در 495 ) كتابي مستقل به نام «نوروز نامه » تاليف شده است با نثري ساده به فارسي فصيح و شيوا در تاريخ و آداب جشن نوروز. (منسوب به حكيم عمر خيّام) كه در آن به تفصيل از چگونگي برگزاري جشن نوروز در دربار شاهان و ميان مردم گزارش هاي دلپذيري به دست مي دهد.

در اشعار برخي ازشعراي قرون بعدهم ، دستكم اشاره به نام نوروز را مي توان ديد .

در قرن هشتم حتّي در غزل آنهم در غزل حافظ ،تلميح به مير نوروزي شده است . مير نوروزي از مراسم شادمانة قرون گذشته در نوروز بوده است:

زكوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي

از اين باد ارمدد خواهي چراغ دل بر افروزي

چو گل گر خُرده اي داري خدارا صرف عشرت كن

كه قارون را غلط ها داد سوداي زر اندوزي

سخن در پرده مي گويم ،چو گل از پرده بيرون آي

كه بيش از پنج روزي نيست حكم ميرِ نوروزي...

... ندانم نوحة قمري به طرف جويباران چيست

مگر او نيز همچون من غمي دارد شبانروزي

به بستان رو كه از بلبل طريق عشق گيري ياد

به مجلس آي كز حافظ سخن گفتن بياموزي

مير نوروزي ،شخصي بي نام و نشان است كه اورا تنها چند روز ، در آغاز فروردين، امير يا پادشاه مي ناميدند و در آن چند روز فرمان هاي اورا از عزل ونصب و غير آن ها ، واقعا اجرا مي كرده اند و پس از آن چند روز، امارت او پايان مي پذيرفته است.

غير از مير نوروزي ،مراسمِ بسيار ديگر هم پيش از نوروز يا در روزهاي نوروز ويا پس از آن متداول بوده است (كه برخي از آن ها هنوز هم كم و بيش پايرجاست) مثل:

- نوروزخواني

- چهارشنبه سوري

- آتش افروز (يا حاجي فيروز)

- كوسه بر نشين (كه مردي كوسج وزشت رو را برخري سوارمي كردند و كلاغي در يكدست و بادبزني دردست ديگرش مي دادند و مي گرداندند )

- غول بياباني (كه با دو چوبِ پاي بلند با كشيدن پوست گوسفند به سر ، به خيابان مي آمد)

- عمو نوروز ،مراسم سمنو پزان (در تاجيكستان :سَمُنَك پزان)

- هفت سين

- مراسم تحويل سال

- سيزده به در.

شاعران امروز هم ، نام نوروز و گاهي نام برخي از مراسم آن را در شعر خود، بكار مي برند .

از استاد شهريار در يك «سيزده به در» پرسيده اند كه امروز همگان به صحرا مي روند ،چرا شما نرفته ايد ؟

پاسخ داده است :

سيزده را همه عالم به در امروز از شهر من خود آن سيزده ام ،كز همه عالم به درم

در شعر عربي هم از همان آغاز استقرار اسلام ، در بلاد اسلامي خاصّه در شعراي عراق و در شعر شاعر بزرگ عرب متنبّي (ونه فقط درشعر شعراي عربي زبان ايراني چون بشّاربن بُرد تُخارستاني ،ابو نواس و مهيار ديلمي و...)وصف نوروزآمده است.

متنبّي در قصيده اي نوروز را به ابن العميد(ابوالفضل محمّدبن الحسين) وزير آل بويه (وفات : 360 هجري قمري در همدان) تبريك مي گويد :

جاء نَيْروزُنا و انتَ مُرادُه و وَرَتْ بالّذي ارادَ زِنادُه

هذه النّظرهُ الّتي نالَها مِن... ....كَ اِلي مثلِها مِنَ الحَوْلِ زادُه

نوروز ما در حالي كه مرادش تويي در رسيد و آتش زنه هاي مرادش شعله ور گرديد

اين ديدارِتو كه نصيب نوروز شد تا (پايان ) سال رهتوشة اوست

پسرِ ابن العميد يعني ابوالفتح ذوالكفايتين ملقّب به استاذ الرئيس، نيز در قصيده اي كه پدر خود را مدح مي كند،نوروز را به او تبريك مي گويد :

اَبشِر بِنَيْروز َ اَتاكَ مُبشّراً بسَعادهٍ و زيادهٍ و دَوامٍ

واشْرب فقد حَلَّ الرّبيعُ نقابَهُ عن مَنظرِ مُتِهلّلٍ بَسّامٍ

وهديّتي شعرٌ عجيبٌ نظمُهُ و مديحَهٌ تبقي علي الايّامِ

به نوروزي مژده بادت كه مژده آورِ نيك بختي و افزوني و پايندگي است

و بنوش كه بهار ، نقاب از چهرة شادان و خندان خويش برداشت

ارمغان من شعري است كه نظم آن شگرف است و مدحي است كه در روزگاران باقي خواهد ماند

***

باري ، نوروز اگرچه بي گمان جشن ملّي آريائيان ايراني است ، امّا انطباق آن با دگرگوني طبيعت و حلول بهار و دميدن گل وسبزه و ميل ذاتي آدميان به نو شدن ، از يكسو و وسعت قلمرو حكومت ايران از سواحل مديترانه و درياي سياه تا كاشغرِچين ، از سوي ديگر سبب شده است كه امروز هم نوروز ، علاوه بر ايران ،در مناطقي از بالكان و درياي سياه ودرتركيه ،قفقاز ، افغانستان ،تاجيكستان ،تركمنستان ،قرقيزستان ،قراقستان و آسياي مركزي ونقاطي از خاورميانه و در بخشي از شبه قارّه خاصّه پاكستان و نقاط ديگري از جهان در جمعيّتي بيش از 300 ميليون ،جشن گرفته شود.

در روايات ما نيز در گفتار برخي از معصومين عليهم السلام ، نوروز ، هم به عنوان آغاز بهاركه تصوّري از قيامت را در ذهن زنده مي كند و هم به عنوان ، سرور و جشني مباح ،طرفداري شده است . بحار الانوار مجلسي ،بابي ويژة نوروز دارد.

مهلّب بن حُنيف از امام صاق صلوات الله عليه روايت مي كند كه :

وما من يوم نوروزٍ الاّ نحنُ نتوقّعُ فيه الفرجَ لانّه مِن ايّامنا ،حَفِظَتْهُ الفُرس و ضيّعتموه

هيچ نوروزي نمي آيد مگر آنكه ما در آن انتظار فرج مي كشيم زيرا ،نوروز از روزهاي ماست كه ايرانيان آن را حفظ كردند و شما (= اعراب)آن را ازدست داديد!

برخي از علماي گذشتة اهل سنّت چون غزالي ، آن را كوشش گبران براي تبليغ دين خويش مي دانستند و با آن مخالفت مي كردند. امّا برخي ديگراز علماي گذشتة اهل سنّت ، رواياتي در تاييد آن نقل كرده اند ،از جمله ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغة خود ، در شرح خطبة 219 امام علي عليه السلام و ذيل مطلبي در مورد قبول هديه ،مي نويسد :

وقد قَبِلَ عليٌ عليه السلام هدايا جماعهٍ مِن اصحابه و دعاه بعضُ من كانَ يانَسُ اليه الي حَلواءَ عملها يوم نوروزفكلَ وقال :لِمَ عَمِلْتَ هذا؟ فقالَ : لانّها يومُ نوروز فَضَحِكَ و قالَ : نوروزوا لنا في كلّ يومٍ اِن استَطَعتُم!

امام علي عليه السلام هداياي برخي از ياران خود را قبول مي فرمود چنانكه يكي از كياني كه با آن حضرت انسي داشت ، اورا به خوردن حلوا دعوت كرد ، ايشان ميل فرمود و پرسيد : مناسبت اين حلوا چه بود؟

عرض كرد امروز ، نوروز است . امام (ع) خنديدند و فرمودند :اگر مي توانيد ،هر روز مارا نوروز كنيد!

***

در روزگار ما ،خوشبختانه مجمع عمومي سازمان ملل در 23 فورية سال 2010 ميلادي ( برابر با چهارم اسفند 1388 هجري خورشيدي) نوروز را به عنوان يك مناسبت جهاني و به نام «روز بين المللي نوروز و فرهنگ صلح در جهان »اعلام كرد و همة كشورهاي عضو سازمان ملل موظّفند در تقويم هاي رسمي خود ، 21 مارس برابر با اول فروردين را به عنوان نوروز ثبت كنند و به گسترش فرهنگ ومراسم آن بكوشند. چونين باد چونين تر باد.

تهران ، هفتم ارديبهشت ماه 1392

سيّد علي موسوي گر مارودي

 

 

[1] نشاختن : نشاندن ،قرار دادن

دفتر خسروان (برگزيدة شاهنامة فردوسي) ،مقدّمه ،انتخاب وتوضيحات : دكتر سجّاد آيدنلو ،صص336و337

گزيدة اشعار فرّخي سيستاني ،تصحيح دكتر دبير سياقي ،چهپ پنجم ،نشر سخن ،تهران ،1385،ص108

همان ، ص284

گزيدة اشعار منوچهري دامغاني ، تصحيح دكتر دبير سياقي ،چهپ پنجم ،نشر سخن ،تهران ،1386،ص 62 تا 64

 

ماقبلا در مطالب قبل مطلب كوتاهي از آن نقل كرديم.

تمام غزل را كه از بهترين غزل هاي حافظ است ، در ديوان او ،تصحيح انجوي شيرازي ، نشر بدرقة جاويدان ، تهران ،1386 ،ص252 بخوانيد

قدما فلك ثوابت (فلك هشتم ) يا منطقه البروج را به برش هاي فرضي 12 گانه تقسيم كرده بودند و با در نظر گرفتن چينش ستارگان در هر قسمت ،آن را به شكل حيوان يا اشياء تصوّر و نام همان را بر روي آن برج ،مي نهادند كه هريك برابر يكي از ماه هاي سال نيز بود به اين ترتيب:

1- حَمَل ، برّه (فروردين)

2- ثور، گاونر (ارديبهشت)

3- جوزا، دوپيكر (خرداد)

4- سرطان ،خرچنگ ( تير)

5- اسد، شير (مرداد)

6- سنبله ،خوشه (شهريور)

7- ميزان ،ترازو (مهر)

8- عقرب ، كژدم (آبان)

9- قوس ،كمان ( آذر)

10- جَدْي، بُز (دي)

11- دلو، دلو (بهمن)

12- حوت ، ماهي (اسفند)

بنابراين ،لحظه اي كه برج حوت ،تمام مي شود ، سال هم تمام مي گردد و به برجِ حَمَل يا برّه تحويل مي يابد.تحويل در لغت :جابجاكردن و واسپردن و نيز جابجا شدن و در آمدن است. پس تحول سال يعني جابجا شدن سال ودر آمدن سال (نو).

ترجمه وتحليل ديوان متنبّي ،بر اساس شرح برقوقي ، تاليف دكتر عليرضا منوچهريان ،انتشارات زوّار ، تهران1387،جلد دوم ،صص322و323

ترجمة ابيات نيز از مؤلف محترم است

تحفهُ النّاصريّه في فنون الادبيّه ، تاليف ابوالقاسم بن حاج محمّد ابراهيم رشتي (معروف به اصفهاني) ، قطع رحلي ، چاپ سنگي طهران ، 1278 هجري قمري ، صص141و142

علّامة مجلسي، بحار الانوار، ج11، ص248

ابن ابي الحديد ، شرح نهج البلاغه ، تحقيق محمّد ابوالفضل ابراهيم ، انتشارات دار احياء تراث العربي ،مصر ،1967، چاپ دوم ، ج11 ،ص248

 

 

  • نسخه چاپی
  • اشتراک گذاری
  • ارسال به دوستان
  • ارسال نظر

نام

آدرس پست الکترونیک  

آدرس وب سایت

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری):

 = 9+4

نام شما (اجباری)  

پست الکترونیک شما (اجباری)  

پست الکترونیک دریافت کننده (اجباری)  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری)

 = 9+4