آخرین مطالب
کد مطلب: 6135
تاریخ انتشار: سه شنبه 14 مرداد 1393
گفتگو با دکتر سیدمحسن حاجی باباییان

اکو-توانمندیهای فرهنگی-راه کارها

اکو-توانمندیهای فرهنگی-راه کارها
اخبار > ایران  - معاون محترم فرهنگ عمومی معاونت فرهنگی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران

 

 

زندگی حرفه ای

دکتر محسن حاجی باباییان سال ها در وزارت امور خارجه، مسئولیت مدیریت مجتمع آموزشی این وزارتخانه را بر عهده داشته و همچنین چند سال در دفتر این مجتمع در کشور جمهوری آذربایجان همین سمت را عهده دار بوده است. همچنین، چند سالی قائم مقام حوزه ریاست سازمان صدا و سیما بوده و در حال حاضر، علاوه بر سمت معاونت فرهنگ عمومی در قوه قضائیه، استاد دانشگاه می باشد. وی 35 سال به صورت مداوم از فعالان کشور در حوزه آموزش و فرهنگ بوده است.

دکتر محسن حاجی باباییان که روز چهارشنبه 28 خرداد 93 برای بازدید از موسسه فرهنگی اکو آمده بود، با کمال فروتنی در مورد خود چنین می گوید: بنده یک معلم قدیمی در آموزش و پرورش و دانشگاه بوده و هستم. هم اکنون نیز وظیفه ای در قوه قضائیه دارم. تحصیلات من تعلیم و تربیت و روانشناسی تربیتی است. در مقطع کارشناسی ارشد در رشته تعلیم و تربیت اسلامی تحصیل کرده و تحصیلات دکترای تخصصی را در رشته پداگوژی (علوم تربیتی) در کشور تاجیکستان دنبال نموده ام. در فیزیک و مهندسی شیمی هم تحصیلاتی داشته ام. از تدریس در دوران ابتدایی در روستاهای دور افتاده کشور کار خود را آغاز کرده و تا مقطع تدریس در دانشگاه پیش رفته ام. مدتی نیز با وزارت امور خارجه همکاری داشته ام و مقالات و سخنرانی های متعددی درحوزه فرهنگ و مسائل تربیتی جامعه داشته ام.

دکتر حاجی بابائیان، نه تنها کلام فصیح و شیوایی دارد، بلکه صاحب قلم زیبایی نیز می باشد. آخرین کتاب وی تحت عنوان «روش های تربیت اخلاقی کاربردی در اسلام» منتشر شده است. در این کتاب که در حال حاضر از جمله کتب منبع در دوره کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی محسوب می شود، بررسی جامعی از جهان بینی، تفکر، تربیت و اندیشه اسلامی ارائه شده است.

 

فرهنگ و فرهنگ سازی درلسان وحی

دکتر حاجی باباییان در باب اهمیت مقوله فرهنگ در هشت محور، مطالب مبسوطی را به شرح ذیل ارائه کرد؛

- فرهنگ روح کالبد هر ملت است، هر تحولی باید صبغه فرهنگی پیدا کند تا تجلی یابد.

- فرهنگ ستون فقرات حیات یک ملت و هویت یک ملت است.

- بسته اصلی، زندگی انسان است.

- مثل هوائی است که ما تنفس می کنیم. (هوای سالم بدن سالم و هوای مسموم بدن بیمار)

- همۀ راه ها واقعاً به فرهنگ ختم می شود. ( غلبۀ فرهنگی= غلبه اقتصادی، سیاسی، امنیتی و...)

- همۀ آن چیزهائی که آینده را پدید می آورد و تضمین می کند، عامل فرهنگی است.

- قوام یک کشور به فرهنگ است، ملیت یک ملت به فرهنگ آن ملت است. (ضایعات فرهنگی دیر فهم است) یک ملت را بیش از آنچه که بخواهیم به حکومت یا دولتش نسبت دهیم به فرهنگ او نسبت می دهیم.

- فرهنگ یک ملت منشاء عمده تحولات آن ملت است. عاملی که ملتی را به رکود و خمودی یا تحرک و ایستادگی، یا صبر و حوصله، یا پرخاشگری و... یا اظهار ذلت... غرور و عزت در برابر دیگران وادارمی کند فرهنگ است.

وی سپس سخن را با آیه 13 از سوره مبارکه حجرات پی گرفت، در این آیه خداوند می فرماید:

« ای مردم! بی تردید ما همه افراد نوع شما را از یک مرد و زن (آدم و حوا) آفریدیم و شما را در قبیله ها، نژادها و زبان های گوناگون بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید، مسلماً گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست همانا خداوند بسیار دانا و آگاه است.»

خداوند به عنوان قادر متعال نوع بشر را آفرید و پس از بیان سیرتکوینی او فرمود: فتبارک ا... احسن الخالقین وقتی این مهندس بزرگ آفرینش، خود را چنین خطاب می کند، نیاز به ترغیب و تشویق ندارد؛ چرا که او کمال مطلق و بی نیاز محض است. همچنین در قرآن کریم مشاهده می کنیم که خداوند با همه بزرگی اش، در ازای نعماتی که به کل موجودات عالم داده منتی نگذاشته، مگر در سوره آل عمران آیه 164 که می فرماید: «به يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و در راه صحیح الهی هدایت کرده و پاکشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد قطعا پيش از آن درگمراهى آشكارى بودند.»

و البته همین آیه با کمی تفاوت در سوره جمعه نیز آمده است. خداوند در این آیه بر بشر منت نهاده، نه به این دلیل که به انسان طعام داده است یا جهازاتی را در وجودش نهاده که موجب بقای جسمی اوست. نیز نمی فرماید که به شما امکان حیات در عالم را داده ام. بلکه مطلب فراتر از اینهاست و ما در این آیه شریفه، دقیقاً مقوله فرهنگ را در می یابیم، چرا که در آیه اول که دلالت برتحسین خداوند دارد در واقع بیانگر جایگاه ارزشی انسان صالح و عظمت او در نظام آفرینش است که بعد از بیان سیر خلقت انسان، از دوران نطفه و جنینی الی آخر، در انتها می فرماید من از روح خودم در او دمیدم، یعنی شان و جایگاه او با سایر موجودات متفاوت و نسبت به آنها برتری ویژه ای دارد.

و در آیه دیگر خداوند می فرماید (با این مضمون که) من به شما منت گذاشتم که از میان شما پیامبری را برانگیختم تا بر شما کتاب را بخواند و شما را ادب کند. چرا؟ چون انسان اشرف مخلوقات است و باید رفتار او با دیگر اجزاء آفرینش متفاوت باشد. درحقیقت وقتی از فرهنگ سخن می گوئیم مجموعه ای از «باورها، ارزش ها، آداب و الگوهای رفتاری ریشه دار و دیرپا که ادراکات، رفتارها و مناسبات جامعه را جهت و شکل می دهد و هویت آن را می سازد.» مورد نظر و مقصد ماست، از این رو عوامل فرهنگ ساز اگر ریشه در ارزش های متعالی اسلام و برگرفته از مضامین بلند وحی داشته باشد یقینا جوامع برخاسته از این نوع نگرش و اندیشه شایسته ترین انسان ها را در دل خود پرورش می دهد و عالی ترین مناسبات از نظر ارزش ها، هنجارها، عادت ها، تعاملات و... در عرصه هائی مانند سیاست، اقتصاد، اجتماع و سایر شئونات جامعه شکل گرفته و آن را متحول خواهد نمود. وی در ادامه ویژگی های چهارده گانه ای را برای فرهنگ برشمرد که توجه به آنها در برنامه ریزی فرهنگی نقش تعیین کننده ای را دارد:

- اکتسابی است، عناصر، مدل ها و انگاره های فرهنگی آموختنی است.

- ارتباط اجزاء با هم پویا و زنده است با نظم خاص میان آنها.

- هسته اولیه فرهنگ بر اساس نیازهای ابتدائی برای زندگی شکل می گیرد.

- عینیتی مستقل از وجود انسان با رابطه دو جانبه با اوست. ( انسان فرهنگ ساز- فرهنگ انسان ساز )

- فرهنگ و محصولات آن بر فرد نظارت دارد و نحوه زندگی او را تعیین می کند.

- فرهنگ گذشته را به زمان حال پیوند می زند.

- هویت انسانی یک ملت به فرهنگ آن است.

- ایجابی و اثباتی است، بیش از آنکه سلبی باشد.

- مراتب و وجوه مختلف دارد و موارد استعمال آن می تواند متعدد باشد.

- فرهنگ فرامرزی و سیار است، ذاتاً تبادل، انتقال، ترکیب و ارتباط را می طلبد.

- فرهنگ عام و خاص است. ( دستاوردهای فنی و معرفتی انسان همه جوامع بشری را در بر می گیرد.)

- فرهنگ در عین تغییر ثابت است، با تحول افراد، خواه نا خواه متحول می شود. (روند آهسته است).

- فرهنگ علیرغم اجباری که بر انسان تحمیل می کند و همه حیات را در بر می گیرد، خاصیت اختیاری دارد.

- در طول دوره های زمانی به نسل های مختلف منتقل می شود.

در حقیقت مبنا این نبوده که انسان چند صباحی در این دنیا حیاتی داشته باشد، هوا و طعامی را مصرف کند، زاد و ولدی داشته باشد و بعد هم برود. فرق این موجود با سایر موجودات چیست؟ اگر تفاوتی نبود که خلقت چنین موجود نیازی به تبارک ا... احسن الخالقین نداشت. گیاه هم این سیر را دارد. همه موجودات عالم، از آن موجودات تک سلولی که با چشم معمولی دیده نمی شوند تا عظیم الجثه ترین موجودات عالم همین سیر تکاملی را دارند. پس تفاوت نوع بشر با سایر موجودات در همین نکته است که خداوند می فرماید ما پیامبران را فرستادیم تا شما را در صراط مستقیم، صراط الهی قرار دهند.

ما اگر بخواهیم به درستی از یک وسیله یا ابزار برقی در منزل خود استفاده کنیم، به دفترچه راهنمای آن رجوع می کنیم و در هنگام تعمیر نیز آن را نزد اهل فن می بریم. بطور مثال، ماشین لباسشویی را برای رفع نقص نزد یک مکانیک خودرو نمی بریم. حال خدای حکیم که در عین کمال است، چگونه امکان دارد که بشر را رها خلق کرده باشد درحالیکه حتی مصنوع بشر با همه عیوب و نواقصش، دفتر راهنما دارد. این امر از ساحت قدسی خداوند بدور است و در واقع خدای رحیم، قرآن را به عنوان راهنما برای بشریت فرستاد و پیامبر اعظم(ص) و امامان طاهرین(ع) را برای تبیین و تفسیر و توضیح آیات الهی قرار داده است.

خداوند حکیم و مدبر در جائی دیگر می فرماید که می خواهم خلیفه ای را بر روی زمین بیافرینم. وقتی انسان با همه نقایصی که دارد، می خواهد نماینده یا خلیفه انتخاب کند، معیارهایی را در نظر می گیرد که آن شخص متفاوت، متمایز و ممتاز از دیگران باشد؛ لذا بدیهی است که بطور قطع وقتی خداوند می خواهد خلیفه انتخاب کند، به نحو اعلی و ممتاز این معیارها را مورد عنایت قرار می دهد و موجودی را برای جانشینی خود انتخاب می کند که بهترین و عالی ترین صفات را در خود تجمیع نموده و مظهر بارز و آشکار جلوه جمال الهی در روی زمین بشود. بر اساس همین باور قرآنی و جملات پیش گفته، خداوند پیامبر(ص) را در کتاب هدایت بشر یعنی قرآن به عنوان اسوه(نمونه) اعلای بشریت معرفی کرده و می فرماید برای رستگاری خود و جامعه تان از او پیروی نمائید.

در واقع این باور و اندیشه همان حلقه اتصال ملت های مسلمان است که ایجاد صف و قدرت واحد در عرصه جهانی را در پی دارد، چرا که او منادی وحدت و یکپارچگی ملت ها و ایجاد جامعه واحد جهانی ای است که تحقق آن جامعه ای بانشاط، بالنده، رو به رشد و متعالی را نوید می دهد و تحولی شگرف را در فرهنگ متداول و مورد اتکای ملت ها ایجاد می نماید که همواره ضمن احترام به حدود و ثغور آنها بتوانند در یک فضای توام با احترام و عزت و اقتدار در کنار هم با استفاده از ظرفیت ها و توانمندی های یکدیگر از یک زندگی مسالمت آمیز همراه با امنیت و اعتماد و احترام متقابل برخوردار گردند.

 

اعتقاد به کتاب الهی وجه مشترک اعضای اکو

وجه اشتراک میان کشورهای اکو، همین اعتقاد به کتاب الهی است. تمامی کشورهای عضو اکو با هر مذهب، گرایش یا گویش، متفقاً به این کتاب حکیم اعتقاد دارند.

با این مقدمه به اهمیت توجه به مقوله فرهنگ مشترک بین ملت های منطقه که ریشه در اعتقادات آنها به آیات الهی دارد پی می بریم. در قرآن به مقوله های مهمی اشاره شده است، خدای کریم خود می فرماید «واعتصموا بحبل اللّه جمیعا و لا تفرقوا»، ما باید این کلام را محور قرار داده حول حبل الله یا حبل االمتین الهی، قرآن، جمع شویم.

در واقع بر اساس آیه کریمه «واعتصموا بحبل اللّه جمیعا و لا تفرقوا» دیپلماسی وحدت اسلامی معنا می یابد و آن فرایندی است از تعامل، تبادل و تفاهم همه‌جانبه و مستمر میان مسلمانان کشورهای عضو اکو كه فرصت می‌دهد تا پیروان مذاهب مختلف، افق‌های ذهنی خود را نسبت به واقعیت‌ها و امكانات طرف مقابل وسعت و ژرفا ببخشند و از بیرون حصارها و تنگناهای توطئه‌های رنگارنگ كنونی به تصحیح برداشت‌ها، تكمیل ظرفیت‌ها، تحكیم زیرساخت‌های اجتماعی، توزیع و تعمیم منافع و نهایتاً تشكیل امت واحده اسلامی همت گمارند.

مزیت مهم و كلیدی طرح ایجاد امت واحده اسلامی به عنوان چشم‌انداز این است كه افق دید مسلمانان را به سمت فضایی وسیع، پرتحمل، فارغ و رهای از تنگناها و تنگ‌نظری‌ها بازمی‌كند تا بتوانند بر روی جاده‌ای هموار در جهت همگرایی و همدلی به سمت آرمان‌های مشترك به پیش روند.

این راهبرد به دلیل جاذبه‌های انسانی، فطری و اسلامی و نیز به دلیل فراگیری و پویایی، مهمترین راه فراروی این کشورهاست که قاطبه جامعه آنان بر محور اعتقادات و باورهای اسلامی شکل گرفته اند و در صورت توفیق در این مسیر با استفاده از فرصت های حاصله به سمت افق‌های بی‌كران و آكنده از ارزش‌های شكل‌دهنده امت واحده اسلامی که نویددهنده جامعه ای متعالی بر محور ارزش های عالی انسانی است حركت خواهند كرد.

پیامبراعظم(ع) فرموده است: الاسلام يعلوا و لايعلي عليه؛ یعنی اسلام، دین کاملی است و برتر از آن وجود ندارد. حضرت ابراهیم (س) که مورد تایید همه ادیان الهی است، بعد از آن گفتگو که با اقشار مختلف بت پرست، ستاره پرست و آفتاب پرست دارد، در نهایت می فرماید: «فأقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم»، من به سوی دین حنیف(اسلام) رو می کنم که همان دین اسلام هست و آنچه که خداوند مقرر و مقدر فرموده است، آن پایدار خواهد بود. اسلام دین وفاق و صفا و برادری است. ما می توانیم از این بستر استفاده کنیم و بر این اساس تعاملات و ارتباطات خود را گسترش دهیم.

إنما المومنون إخوة فأصلحوا بین اخویکم و اتقوالله لعلکم ترحمون. (حجرات: 10) می فرماید که در حقیقت، مؤمنان با هم برادرند. پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید. امید است که مورد رحمت قرار گیرید.

آیه«إنما المومنون إخوة» از نورانی ترین آیات الهی است که بر تارک قرآن کریم و جامعه اسلامی می درخشد. مسلمانان در سایه حرکت زیر پرچم این آیه قرآنی می توانند در جهان کنونی و آینده سربلند باشند و عزت خود را حفظ کنند. و آن نگرانی ها و دغدغه ها و آن نگرش هایی که گاهی ناشی از اختلاف در سلیقه ها و خدای ناکرده از حب نفس انسان است، کنار بگذارنند تا بتوانند تحت لوای قرآن و اسلام جمع شوند. در آیه 85 سوره مبارکه آل عمران به همین ترتیب می فرماید: «و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الآخرة من الخاسرين»، اگر کسی غیر از دین اسلام دینی را بپذیرد، از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.

همانطور که در ابتدا عرض کردم، خداوند در آیه 13 از سوره مبارکه حجرات می فرماید:
«یا ایها الناس، انا خلقناکم من ذکر او انثی، و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا، ان اکرمکم عندالله اتقیکم.» ما شما را شعبه شعبه آفریدیم تا همدیگر را بشناسید. اهل کشوری خاص یا تکلم به زبان خاصی مزیت به شمار نمی آید، بلکه می فرماید: برترین شما کسی است که در اطاعت امر خداوند تلاش کند. همچنین در آیه 97 سوره نحل می فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی و َهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا
کَانُواْ یَعْمَلُونَ.» هر کس از مردان یا زنان کار شایسته کند و مؤمن باشد، حتماً زندگی دلپذیری خواهد داشت. باز هم در اینجا قرآن از هیچ رنگ و نژاد و زبانی یاد نمی کند. لذا در صدر اسلام، بلال حبشی جایگاهی پیدا می کند که مقرب درگاه خداوند می شود و پیامبر درباره سلمان فارسی که ایرانی بود، فرمود که او از ما اهل بیت است. پس اسلام آمده است تا با صرف نظر از مرزهای جغرافیایی، زبان ها و نژادهای مختلف؛ فرهنگ انسانیت و خداپرستی را ترویج نموده و زمینه های تبعیض، خشونت، سلطه و ظلم را از میان بردارد.

این کلام واحدی است که اگر محور اتکای ما باشد، بالتبع بسیاری کارها را می توانیم درکنار هم انجام دهیم. یکی از بسترهای اساسی و بنیادی که در مجموعه کشورهای اکو وجود دارد، قرآن است. بیاییم بر روی محورهای اجتماع بشر کار کنیم. قرآن به لحاظ فرهنگی، سخن بسیار دارد که به بخش هایی از آن اشاره شد. باید روی این مباحث کار شود، هیچکس هم نمی تواند ادعا کند که این مباحث از سوی کشور خاصی مطرح می شود، زیرا در این موارد خوشبختانه وفاق خوبی وجود دارد. باید روی موارد وفاق تمرکز کرد.

در اوضاع و احوال كنونی جهان اسلام و خصومت‌های تحمیل‌شده به آن، مقوله وحدت به بوته فراموشی سپرده شده و فعالیت‌های ضد آن، تراكم عجیبی یافته و در خطرناك‌ترین وضعیت قرار گرفته است. گویی این كانون منافع مشترك و این بدیهی‌ترین اصل انسانی ـ اسلامی امروزه در بدترین و شكننده‌ترین وضعیت و شرایط قرار گرفته و نه ‌تنها فرصت تحقق را از دست داده، كه زمینه‌سازی‌های فراوانی برای نقطه مقابل آن یعنی تفرقه كور، طائفه‌گری، تكفیر و به جان هم افتادن، انجام شده است.

امروزه شرایط بسیار سهمگین است. راه آغاز شده می‌تواند به مشكلات بزرگ و ناهنجاری‌های عظیمی برای جهان اسلام بیانجامد. به همین دلیل و در این شرایط باید از ابزار دیپلماسی و زبان مشترک فرهنگی استفاده كرد تا همه كسانی كه مستقیماً یا غیر مستقیم دست از وحدت شسته یا از آن ناامید شده‌اند و ناخودآگاه و ناخواسته در راهی قرار گرفته‌اند كه به تفرقه منتهی می‌شود، این منفعت مشترك را باور كنند. یعنی دیپلماسی كه در پی اقناع و تخصیص منابع است، اینجا در پی تخصیص منابع برای منافع مشترك باید فعالیت کرد. به عنوان مثال، اکنون در دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی، تعدادی دانشجوی غیر ایرانی از مذاهب مختلف اسلامی و از کشورهای گوناگون به ویژه عضو اکو، مشغول به تحصیل هستند. با این عزیزان تعامل بسیار خوبی داریم. ترویج آئین شریعت محمدی(ص) و دعوت به وحدت در لوای اسلام برای پیشرفت بشریت و پرهیز از خشونت و تفرقه از جمله اهداف اصلی ماست. ما معتقدیم اگر وجوه اشتراک متعدد خود را بررسی کنیم، به قدری پر رنگ هستند که جایی برای بعضی نمادهای ضعیفی که در رفتار، گفتار و اعمال عبادی ما وجود دارند، نمی ماند.

 

تخدیر فرهنگی و پیدایش گروه داعش

خطر گروه داعش، به عنوان یک تفکر انحرافی و در عین حال با فرهنگی خاص، منحصر به کشورهای اسلامی نیست و تمام دنیا را تهدید می کند. داعش در فردای نه چندان دور به جان کشورهایی خواهد افتاد که آن را ایجاد و صادر می کنند. در میان آنهائی که عملیات انتحاری انجام می دهند و مردم و زنان و کودکان بی دفاع و مظلوم را می کشند افرادی را دستگیرکرده اند که قاشق به کمر خود بسته بودند، در پاسخ به سوال از این رفتار می گویند که به ما گفته شده که فوراً پس از مرگ با پیامبر(ص) طعام می خورید. ملاحظه کنید که هم بعد تخریبی و هم بعد اصلاحی کار فرهنگی چقدر عمیق است. مفتی اعظم دانشگاه الازهر اخیراً اعلام کرده که گروه داعش، اسلامی نیست و افراد آن غیر مسلمانند.

جهاد نکاح کثیف ترین رفتار غیرانسانی است!!! که این گروه طالب و مدافع آن هستند و در واقع تجاوز به نوامیس دیگران با پوشش و لعاب اسلامی است. (در حالیکه در هیچ یک از منابع اصیل فرقه های مختلف اسلام چنین دستور و اجازه ای داده نشده است). افراد این گروه که عموما جوان هستند، تخدیر فرهنگی شده اند. مقام معظم رهبری در بیانات خود فرموده اند که سلفی ها و وهابی ها و داعش دشمنان واقعی ما نیستند، بلکه آن ها ابزارهای کسانی اند که در پشت صحنه (این گروه ها) قرار دارند که با سرکردگی صهیونیسم جهانی هدایت وکنترل می شوند و پیوسته بین مسلمانان دشمنی و نفاق و فاصله ایجاد می کنند.

وحدت اسلامی یك فرایند فراگیری است كه در آن هم‌گرایی و وحدت محقق می‌شود، اما این وحدت منوط به تلاش‌های مشترك است. تلاش‌های یك‌جانبه یا تلاش‌های یك ملت و دولت، اگرچه مؤثر است، اما این فرایند نیازمند شکل گیری وحدت اسلامی است به طوری كه همه کشورهای عضو اکو در آن نقش فعالی داشته باشند و این ملت‌های مسلمان با هم این وحدت را ایجاد كنند. صهیونیست‌ها تلاش‌های بسیاری را شكل می‌دهند تا مناسبات جامعه اسلامی بر پایه تكفیر و یك نزاع مداوم و جنگ بی‌امان شكل بگیرد. امروز نشانه‌های چنین تصمیمی کاملا قابل رؤیت است. در چنین شرایطی علما و عقلا و فرهیختگان این جوامع باید هوشمندانه مداخله کرده و وحدت را به صورت جدی و صادقانه و به گونه‌ای شفاف و اندیشمندانه در جهان اسلام پی‌بگیرند و از فرصت های باارزش موجود که موجب همدلی و اتفاق می گردد برای سازندگی فردائی بهتر بهره گیرند و به واقع مهمترین کار فرهنگی که سرانجام نیکوی ارمغان حیات و هستی با خیر و برکت را برای کشورهای عضو اکو در پی دارد در همین نگرش و اقدام عملی نهفته است.

روش تفرقه بینداز و حکومت کن که ناشی از تفکر ماتریالیستی است، امروزه در دست قدرت های جهان، ابزاری برای به جان هم انداختن کشورهای دیگر شده و باعث می شود که کشورهای هدف آنها، فرصت فکرکردن و سازندگی پیدا نکنند و از سوئی نیز زرادخانه های تسلیحاتی و آزمایشگاه های شیمیایی این قدرت ها از این دسیسه ها منتفع شوند. لذا باید از ظرفیت الهی قرآن برای تقویت وحدت کلمه در منطقه، حداکثر بهره را ببریم.

آیت الله حسن زاده آملی تفسیر زیبایی از آیه 64 سوره مبارکه واقعه دارند و اشاره می کنند که خداوند می فرماید من هستم که قلب شما را باز می کنم تا معرفت الهی در آن جای گیرد. همچنین در آیه 11 سوره مبارکه مجادله می فرماید: خداوند است که به شما علم و درجه می دهد. تصور کنید یک لحظه قوه مغزی و توانمندی حافظه ما مختل بشود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پس آیا خدایی که خالق این همه عظمت است، شایسته پرستش به معنای واقعی کلمه نمی باشد؟ پرستش نه این است که فقط نماز بخوانیم، روزه بگیریم و حج بگذاریم؛ بلکه امر به معروف و نهی از منکر و جهاد نیز باید انجام دهیم. جهاد خود دو بخش دارد: یکی جهاد با نفس یا جهاد اکبر و دیگری جهاد اصغر. در صدر اسلام، یاران پیامبر از جنگی بازمی گشتند که رسول اکرم (ص) فرموند: «مرحبا به جهاد اکبر»، بر شما باد جهاد اکبر. پرسیدند : یا رسول الله(ص)، اما ما جهاد کردیم و بسیار کشته دادیم. حضرت فرمودند: درست می گویید، اما اگر باطن ها و درون شما اصلاح نشود، هیچ اتفاقی نیفتاده و امکان شکست دوباره شما وجود دارد. در جنگ احزاب، امیر المومنین(ع) نزد پیامبر(ص) برمی گردند و ایشان می فرمایند: یا علی! فتح بزرگی کردی، اما بدان که اگر یک نفر به وسیله تو هدایت شود، از تمام آنچه که آفتاب بر آن می تابد، ارزشش بیشتر است. این اگر کار فرهنگی نیست، پس چیست؟

قال رسول‌الله(ص): «اَلْقُرْآنُ مَأْدِبَةُ الله»، قرآن سفره آماده الهي است. هر کسی سر این سفره بنشیند به اندازه نیاز و بلکه بیشتر از آن می تواند قوت و غذای خود را بردارد. آیت الله حسن زاده آملی در کتاب خود تحت عنوان" انسان و قرآن" این بحث را مطرح می کند که ما انسان ها بر سر یک سفره مهمان هستیم و در آنجا انواع اطعمه و اشربه موجود است، هر کسی ممکن است به اقتضای بیماری که داشته باشد، از بعضی غذاها پرهیز کند. بهر حال کسی می تواند از تمام نعمات این سفره الهی استفاده کند که قلبش سلیم باشد. قلب سلیم تنها در شرایطی بدست می آید که ما بتوانیم از برکات قرآن بهره بگیریم. اگر این بهره برداری را داشتیم، تحقیقاً می توانیم توفیقات بیشتری داشته باشیم.

باید کشورهای عضو اکو را در بعد فرهنگی فعال کنیم و این کار صرفا با نشست ها ایجاد نمی شود. موسسه فرهنگی اکو باید به نحوی عمل کند که کشورهایی که چندان فعال نیستند، احساس کنند فضا متفاوت شده و اتفاقات جدیدی در حال رخ دادن هستند و اگر به این قافله نپیوندند، عقب می مانند. این گام نخست خواهد بود. حتی ما می توانیم این جریان را به قاره آسیا تسری دهیم. اگر این بستر فعال بشود، با این موج فرهنگی، خیلی چیزها را می توان همراه کرد و پیام آن سازندگی، اصلاح و اتفاق خواهد بود. بطور مثال، در میان وجوه مشترک، می توان به عید نوروز اشاره کرد. بسیاری از کشورهای عضو اکو برای نوروز، اعتبار خاصی قائلند. البته عید فطر و قربان در این کشورها دارای وجاهت اشتراک بالائی اند و از این بسترها باید به خوبی استفاده کرد.

 

لزوم تهیه پیوست فرهنگی برای فعالیت های مشترک کشورهای عضو اکو:

بنده در مجموعه اکو، قائل به پیوست فرهنگی هستم. در توضیح پیوست فرهنگی می توان گفت که تاثيرات متقابل هر فعاليت بزرگ اقتصادي، سياسي و اجتماعي بر نظام بهم پيوسته اعتقادات، ارزشها و گرايشات مردم يك جامعه كه به عنوان هسته مركزي فرهنگ معروف است، موضوع بحث پيوست فرهنگي است و از آن جهت اين موضوع براي ما اهميت پيدا مي كند كه اراده كرده ايم در سير تحولات جامعه، رشد مادي و معنوي افراد را توأمان سازيم و رشد اقتصادي و فعاليت هاي سياسي را به عنوان ابزاري در خدمت ارتقاء اخلاق، معنويت و فراهم كردن شرايط محيط براي تكامل انسانيت افراد جامعه قرار دهيم.

در واقع پیوست فرهنگی: مجموعه ای است برای شناسایی، اقدام و ارزیابی از آثار و پیامدهای فرهنگی طرح ها و فعالیت ها که پس از انجام مطالعات لازم و با استناد به مبانی نظری و اسناد بالادستی به ویژه نقشه مهندسی فرهنگی کشورها متناسب با مقتضیات و شرایط جامعه، ضمن معرفی داده- ستاده یک سیاست اجرایی، طرح یا لایحه قانونی، پروژه یا هر فعالیت مهم دیگری با فرهنگ جامعه، با ارائه راه کارهای عملی برای تقویت آثار مثبت و حذف و کاهش پیامدهای مخرب آن در فرهنگ جامعه، که راهنمای مجریان فعالیت ها و طرح ها در رعایت راهبردها، اعمال الزامات و استانداردهای مربوط و راه کارها در برنامه ها و اقدامات عملی در اجرای آن فعالیت خواهد بود. پیوست فرهنگی با تکیه بر مبانی، ارزش ها و احکام اسلامی و اصول، اهداف و چشم انداز نقشه مهندسی فرهنگی از جمله موارد ذیل تدوین می شود:

1- هویت در ابعاد اسلامی وباورهای مشترک؛

2- عقلانیت در ابعاد حکمت، معرفت و بصیرت؛

3- اخلاق در ابعاد ملکات انسانی، معنویت روحی و تعبد عملی؛

4- عدالت در ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی؛

5- کرامت در ابعاد فردی، اجتماعی و سازمانی؛

6- تعلیم و تربیت در ابعاد روحی ،فکری و رفتاری؛

7- سبک زندگی در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و سازمانی؛

8- ارتباطات در ابعاد تعامل، تبادل و تفاهم؛

9- وحدت و انسجام در ابعاد مذهبی، قومی و ملی؛

10- نظم اجتماعی در ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛

11- استقلال در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛

12- تولید ملی کالا و خدمات فرهنگی در ابعاد دیداری، شنیداری، مکتوب و... .

 

اهداف تهیه پیوست فرهنگی

1- حفظ، تقویت و گسترش ارزش های اسلامی، ملی و تعالی فضای فرهنگی کشورها با اجرای مطلوب فعالیت ها و طرح های مهم اقتصادی، عمرانی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و...؛

2- نهادینه شدن اجرای اهداف و سیاست های نقشه مهندسی فرهنگی هرکشور؛

3- بهره گیری از فرصت های فرهنگی جامعه برای افزایش اثر بخشی فعالیت ها و طرح ها؛

4- پیش بینی، پیشگیری و بازدارندگی در مقابل آسیب ها و اصلاح پیامد های مخرب فرهنگی کلیه فعالیت ها و طرح ها.

در تدوين نظام نامه تهيه پيوست فرهنگي مورد اشاره، تعاريف باید بصورتي آورده شود كه تصميمات گسترده، موثر و بلندمدتي كه در این کشورها از سوی دستگاه های مختلف گرفته مي شود را شامل گردد. براي مثال در خصوص اقداماتی که در داخل کشور ما باید انجام شود:

- آثار فرهنگي اصلاحات ساختاري در شيوه دادرسي درون قوه قضائيه مدنظر قرار گيرد.

- آثار فرهنگي اصلاح قانون انتخابات در مجالس شوراي اسلامي مورد توجه قرار گيرد.

- آثار فرهنگي سياست هاي مبارزه با اعتياد و مواد مخدر را شامل شود.

- آثار فرهنگي اجراي اصل 44 قانون اساسي در قالب تدوين پيوست فرهنگي مورد شناسايي، ارزيابي و اصلاح واقع شود.

- آثار فرهنگي اجراي طرح هاي عظيم عمراني و صنعتي در قالب پيوست فرهنگي مدنظر قرار گيرد.
در نمونه های محدودتر، بطور مثال، مهندسی که یک بنا را می سازد، باید پیوست فرهنگی را در آن رعایت کند؛ بدین معنا که باید بداند اتاق پذیرایی، آشپزخانه و ... در کجا قرار گیرند تا سکونت در آن بنا به لحاظ فرهنگی آسیب زا نباشد. ما در قوه قضائیه معتقدیم که حکم قاضی باید بر اساس قوانین موضوعه باشد و در عین حال، بعد و آثار فرهنگی موضوع را نیز مدنظر قرار دهد. یک قاضی باید در نظر بگیرد که آیا اعلان عمومی یک حکم صادره، به مصلحت جامعه است؟ آیا موجب ایجاد تبعاتی به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نمی شود؟

در برنامه ریزی های مجموعه اکو، بایستی به پیوست فرهنگی توجه کرد. در بخش اقتصادی اکو، پیوست فرهنگی را مدنظر داشته باشیم، به این صورت که محسنات و عیوب جلسات و تعاملات و مبادلات میان کشورهای عضو را از لحاظ فرهنگی ارزیابی کنیم. اکنون تمام دستگاه ها در جمهوری اسلامی ایران، موظف شده اند که برای خود پیوست فرهنگی تهیه کنند.

انتقال تجربیات کشورهای عضو به یکدیگر، حرکت بسیار خوبی است. در قوه قضائیه، معاونت فرهنگ عمومی ایجاد شده که در سایر کشورها مشاهده نکرده ام. رسالت این بخش، ترویج فرهنگ قانون مداری، حق طلبی، عدالت محوری و رعایت حقوق شهروندی در جامعه است. برای این مقصود، آموزش را باید از بدو طفولیت آغاز کرد، گر چه معتقدیم که تربیت فرهنگی از دوره پیش از ازدواج شروع می شود. امام صادق (ع) به نشانه اهمیت فرزندداری صحیح، در مورد مردی که به لحاظ شخصیتی به بلوغ لازم نرسیده بود، فرمودند: ازدواج بکند ولی صاحب فرزند نشود. یکی از اهداف اصلی مستتر در ازدواج، بقای نسل صالح بشر است، اما امام معصوم می فرماید چون آن فرد ظرفیت لازم را از لحاظ فرهنگی برای بچه داری ندارد، لذا بهتر است که صاحب فرزند نشود. پس تربیت و فرهنگ، پیش از ازدواج شروع می شود. ما ابتدا از کانون خانواده شروع کرده و سپس در دادگستری کلیه استان ها، دفاتری را به نام دفتر حمایت و مشاوره خانواده تاسیس کرده ایم. اخیراً با سازمان بهزیستی کشور نیز در همین رابطه تفاهم نامه ای منعقد کرده ایم تا بتوانیم از این فرصت برای تحقق اهدافمان بهره بیشتری بگیریم.

معاون فرهنگ عمومی قوه قضائیه در پاسخ به پرسشی درباره راهکارهای عملی غلبه بر موانع همکاری و همگرایی میان کشورهای اکو گفت که در این زمینه شش روش را می توان بکار بست:

- عدم توقف در گذشته: گذشته ی کشورها، پلکانی است برای رشد آنها؛ لذا باید نقاط ضعف گذشته را مرتفع ساخته و نقاط قوت را تقویت نمود؛

- ترویج فرهنگ دفاع از هویت ملی کشورها: اکنون جهان سلطه تلاش می کند تا کشورهایی را که در آرامش بسر می برند، دچار تنش، بی نظمی و بعضاً جنگ داخلی کند و مثال بارز آن، پاکستان است. مثال دیگر، بهانه کردن برنامه صلح آمیز هسته ای ایران و حقوق بشر است، در حالی که هدف در واقع از بین بردن حاکمیت اسلامی در ایران است. ما به عنوان مسلمان به خوبی می دانیم که زیباترین و کامل ترین حقوق بشر، متعلق به اسلام، چه در رعایت حقوق مردان و چه در مورد زنان است. اخیرا اتحادیه اروپا بیانیه ای در رابطه با رعایت حقوق همجنس بازان صادر کرده بود و ایران متهم شده بود که در مقابل حقوق بشر موضع گرفته است. آیا منظور از حقوق بشر این است؟ آیا منکوب نمودن کرامت و ارزش انسانی با ترویج بی بندوباری در بین انسان ها دفاع ازحقوق بشراست؟ آیا پایمال کردن حقوق فطری انسان ها و در معرض تاراج گذاردن گوهر وجودی انسان ها دفاع از حقوق بشراست؟ امروز سلطه گران با این ادبیات و حربه ها تلاش می کنند تا هویت ملی کشورها را از آنها بگیرند و مبدل به ابزاری سازند که صرفا منویات آنان را دیکته و اجرا نمایند.

- پرهیز از تقویت جنبه های ناسیونالیستی و قوم گرایی: ایرانی گری، عربیت، پان ترکیسم و امثالهم، از تحریکات و صف بندی های سلطه گران هستند. باید مدبرانه روش های فرهنگی را در پیش بگیریم که کشورها را از روی آوردن به این تفکرات، برحذر دارد.

- نگاه و حرکت هوشمندانه در برابر تفرقه افکنان: باید کاملا سنجیده عمل کنیم، زیرا دشمنان ما بیدار و مراقبند. متاسفانه غفلت ما بر هوشمندی آنها می افزاید. در این زمینه، شعار اصلی قدرت های جهانی، تفرقه بینداز و حکومت کن می باشد. باید به دنبال فعالیت هایی باشیم که از ایجاد تفرقه جلوگیری و به وحدت و همگرایی بیانجامد.

- قرار دادن بنیان وحدت بر پایه اسلام: گر چه سازمان اکو یک دستگاه تبلیغات دینی نیست، ولی به آن معنا نیست که ما نتوانیم از بستر دین استفاده کنیم. اگر در این جهت گام برداشته شود، خود خداوند نیز یاری خواهد کرد، چنانکه می فرماید: «ان تنصرواالله ينصركم».

- نگاه به تنوع فرهنگی در منطقه به عنوان یک فرصت: تنوع گویش ها و زبان ها و برخی آداب و سنن در منطقه اکو، نه یک چالش که فرصتی تاثیرگذار بر تقویت روابط فرهنگی و شناخت متقابل ملل منطقه است.

- کنارگذاشتن اختلافات و تکیه بر نقاط مشترک: اتحاد و یگانگی و وحدت کلمه و پرهیز از ناسیونالیسم و ملت گرائی، فارس، ترک، اردو و عرب و یا شکاف مذهبی بین شیعه و سنی و فرق گوناگون اهل سنت و شیعه به جای تمرکز و تقویت نقاط مشترک، شکننده و آسیب زا خواهد بود.

 

سخن دبیرکل

دکتر محمد رضا حاجی کریم جباری، دبیرکل موسسه فرهنگی اکو در پایان تصریح کرد که گرچه رسالت و وظیفه موسسه فرهنگی اکو، تقویت روابط فرهنگی در منطقه است، در عین حال، چه دین را یکی از اجزا و عناصر فرهنگ بدانیم و چه دین را اعم از فرهنگ بدانیم، در هر دو حالت، دین یکی از حوزه های اصلی و مستقل و مشترک فرهنگی در حوزه جغرافیایی و اعتقادی اکو است. اساسا همه اجزای فرهنگ، هنر و آداب و رسوم در حوزه اکو تحت تاثیر آموزه های دین مبین اسلام بوده و هستند و رابطه ای لاینفک با آن دارند.

چگونه می توان پیوند ناگسستنی و انکارناپذیر میان خطاطی، معماری، نقاشی و سایر ابعاد فرهنگ در حوزه اکو را اعم از نرم افزاری و سخت افزاری با دین نادیده گرفت. تاکید بر مشترکات فرهنگی کشورهای عضو و برجسته کردن آنها، خود بخود ما را به حوزه دین نیز می کشاند. اصولا در منطقه اکو، همواره دین و فرهنگ در تاثیر و تاثر متقابل بوده و هستند. همانطور که دکتر حاجی باباییان نیز اشاره کردند، متاسفانه عدم بردباری و خشونت در برخی بلاد اسلامی روز به روز در حال افزایش است و قدرت های بزرگ از این انحراف فکری به عنوان ابزاری برنده علیه ملل مسلمان استفاده می کنند. در مقابل، رسالت ما این خواهد بود که با معرفی مشترکات فرهنگی، از جمله تعریف رحمانی و لطیف و انسانی از دین مبین اسلام در این منطقه، این گرد و غبارها را از ساحت مقدس اسلام زدوده و در واقع دین رحمانی اسلام را که طرفدار بردباری و پرهیز از خشونت است، ترویج دهیم.

والسلام

 

 

  • نسخه چاپی
  • اشتراک گذاری
  • ارسال به دوستان
  • ارسال نظر

نام

آدرس پست الکترونیک  

آدرس وب سایت

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری):

 = 7-1

نام شما (اجباری)  

پست الکترونیک شما (اجباری)  

پست الکترونیک دریافت کننده (اجباری)  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری)

 = 7-1