آخرین مطالب
کد مطلب: 6131
تاریخ انتشار: دوشنبه 6 مرداد 1393
نشستی با دکتر حسین نوروزی،

ایران و ظرفیت های فرهنگی اکو

ایران و ظرفیت های فرهنگی اکو
شوراها > شورای فرهنگی  - دکتر حسین نوروزی، از اساتید برجسته رشته روابط بین الملل و مولف کتاب «ایران و ظرفیت های فرهنگی اکو» پنجشنبه 29 خرداد 93 از موسسه فرهنگی اکو بازدید و در جلسه کمیته اجرایی موسسه حضور یافت. در این جلسه، یکی از تألیفات ایشان با عنوان «ایران و ظرفیت های فرهنگی اکو» مورد نقد و بررسی قرار گرفت.


زندگینامه

دکتر نوروزی در حال حاضر در رشته روابط بین الملل در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مشغول تدریس است و در مرکز عالی مطالعات بین المللی این دانشگاه نیز فعالیت دارد. این مرکز، قدیمی ترین مرکز مطالعات دانشگاهی کشور به شمار می آید. دکتر حسین نوروزی متولد زنجان است و تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی، در رشته علوم سیاسی و در دوره کارشناسی ارشد و دکتری، در رشته روابط بین الملل به پایان رسانده است.

 

علل و اسباب تالیف کتاب ایران و ظرفیت های فرهنگی اکو

چند سالی است که دورادور فعالیت های موسسه فرهنگی اکو را با علاقه مندی رصد می کنم. این کتاب در اصل، به سفارش یکی از دوستان در پژوهشگاه هنر، فرهنگ و ارتباطات تهیه شد. وی ابتدا از بنده درخواست کرد که با در نظر داشتن ملاحظات جمهوری اسلامی ایران و سازمان اکو، این کار در حد یک گزارش تنظیم شود. چند صفحه ای نوشته و ارائه کردم که گفتند کفایت نمی کند و باید مفصل تر باشد. لذا یک طرح مقدماتی تهیه کردم که استقبال زیادی کرد و گفت می تواند باز هم مفصل تر باشد. درخواست های ایشان به همین منوال پیش رفت و بالاخره با صرف یک سال و چند ماه از وقتم، تالیف این کتاب محقق شد.

در این کتاب به ظرفیت های فرهنگی منطقه اکو شامل پیوندها، تعاملات و بسترهای مشترک تاریخی، تنوع قومی، نژادی، مذهبی، اشتراکات زبانی، آداب و رسوم و سنن و بطور خلاصه، میراث فرهنگی مشترک منطقه پرداخته ام. امروز وارثان این میراث فرهنگی، در فرهنگستان ها، دانشگاه ها و مدارس مشغولند. بسیاری از اساتید و معلمان هستند که در عین گمنامی، اشعاری می سرایند که دنیا و منطقه را تکان می دهد. جا دارد که از کتابخانه ها، موزه ها و نهادهای دیگر که هنرمندان و ورزشکاران در آن فعالیت دارند، یاد کنیم. بنده معتقدم که اینها محمل های خوبی برای فکر کردن، کار کردن و یاد گیری هستند. بنده در جملات مقدماتی این کتاب هم گفته ام که به قول سهراب سپهری، ای کاش چشمها را بشوییم و طور دیگری نگاه کنیم. نباید موضوعی مانند تروریسم، کشورهای منطقه را به خود مشغول کند؛ اندیشمندان و عالمان کشورهای منطقه باید رشته کار را به دست گیرند.

در بخش دیگری از این کتاب به فعالیت های انجام شده در موسسه فرهنگی اکو اشاره دارم که منابع آن، نشریات موسسه، پایگاه اطلاعاتی و گفتگو با مدیران موسسه بوده است. در مورد برخی از اقدامات انجام شده، حتی نام افراد دست اندرکار نیز ذکر شده است. ما باید این فعالیت ها را سرمایه خود قرار دهیم و در جهت تقویت ارتباطات ملت های منطقه بکوشیم.

در تدوین این کتاب با مدیران و کارکنان بخش های مختلف موسسه فرهنگی اکو گفتگوهایی داشتم و از مطالب نشریات موسسه بهره برداری کردم. باید بگویم که با وجود امکانات محدود، موسسه فعالیت های درخشانی را انجام داده است، بویژه نشریات موسسه که در نوع خود کم نظیر هستند.

من در این کتاب در بخش نتیجه گیری ها ذکر کرده ام که عملکرد موسسه روز بروز بهتر شده و مدیران موسسه در این خصوص زحمات بسیاری کشیده اند. در نگاشتن این کتاب سعی شده که روش های علمی پژوهش رعایت شوند. در بخش های مختلف کتاب، از آیات قرآن کریم و اشعار شعرای بزرگ استفاده شده تا بر لطافت و ظرافت متن بیفزاید.

احساس می کنم اکنون در یک مقطع زمانی بین المللی بسیار حساس بسر می بریم و ما نیز انشاءالله باید بتوانیم برگ زرینی در این دوره از خود برجای بگذاریم. ذخایر و سرمایه های منطقه اکو وصف ناپذیرند. در عرصه روابط بین الملل، اکو به عنوان سازمانی شناخته می شود که در جهت افزایش همگرایی و کاهش رقابت های کشنده و فرسایشی عمل می کند. بسیاری از کشورها مسائلی را در قالب امنیت ملی، مصالح ملی و هویت ملی مطرح می کنند، ولی نباید فراموش کنیم که ما وارث تمدن گرانمایه ای هستیم و نباید روابط خود را در چارچوب روابط دیپلماتیک و رسمی دولت ها محدود کنیم. متاسفانه بعضی دولت ها غافل اند، بعضی جاهل اند و یا بعضی کم همت اند. این کشورها باید بیشتر در حوزه فرهنگ وارد شوند.

در اکثر تحقیقات خود پیرامون مسایل سیاسی-بین المللی، از ادبیات، فرهنگ، موسیقی و هنر نیز بهره برده ام. گرچه رشته سیاست و روابط بین الملل محل بحث روابط پیچیده میان کشورهاست، اما همیشه دلم با فرهنگ و اهالی فرهنگ بوده است. من بخاطر اینکه علاقه خود را به فرهنگ از دست ندهم، هر روز چند دقیقه به رادیو گوش می دهم. حتی کوچکترین و گمنام ترین کتاب های ادبی را خریداری می کنم. ما بزرگانی چون سعدی و حافظ در عرصه ادبیات داریم، ولی نباید فراموش کنیم که شعرا و ادبای برجسته ی دیگری نیز هستند که با وجود استعداد و قریحه، کمتر شناخته شده اند.

در بخشی از کتاب نوشته ام که من از شنیدن اسامی برخی از شهرهای حوزه جغرافیایی اکو لذت می برم، شهرهایی چون خجند، زرافشان، مزارشریف، هرات، بخارا، سمرقند، شیراز، اصفهان، استانبول. اشعار شعرای تاجیک و افغان را با جان و دل مطالعه می کنم. در مقدمه کتاب از ایمان سخن گفته ام و منظورم ایمان به دوستی و پاکی و خلوص است که می تواند نگرش ما را به فرهنگ توضیح دهد.

بحث فرهنگ، بحث سهل و ممتنعی است. از یک طرف به راحتی می توانیم بگوییم که همه ما کار فرهنگی انجام می دهیم و از طرف دیگر ماهیت فرهنگ مطرح می شود که بسیار ژرف و پیچیده است. بنابراین در رشته های مختلف، از فرهنگ استفاده می شود. اکنون سیاستمداران به این نتیجه رسیده اند که هیچ کاری ماندگارتر از کار فرهنگی نیست. اقتصاددان ها برای نظریات اقتصادی جدید خود از فرهنگ استفاده می کنند. فرهنگ حتی در حوزه پزشکی نیز بسیار کاربرد یافته، به گونه ای که امروزه متخصصین مغز و اعصاب به ارتباط میان مغز و اعصاب انسان و فرهنگ توجه می کنند. امروزه بسیاری از متخصصان در حوزه های دیگر هستند که تخصص اصلی خود را در ارتباط با حوزه فرهنگ تعریف می کنند.

هر یک از مولفه های فرهنگ می تواند باعث انس و الفت و دوستی گردد یا برعکس، موجبات نزاع و کشمکش و رقابت را فراهم آورد. لذا همه ما باید با سعه صدر برخورد کنیم و فلسفه غایی فرهنگ را که همان انسانیت است، مد نظر داشته باشیم. عظمت خاصی در واژه فرهنگ وجود دارد. در مقاله ای که اخیراً مطالعه می کردم گفته شده بود که بخش «هنگ» در واژه فرهنگ، به معنای عزم و اراده برای انجام کاری بزرگ است.

علیرغم فرآیند جهانی شدن و تبعات آن در سطح جوامع، ما بزرگان فرهنگ و ادب خود را جدی نمی گیریم. ما باید به بازشناسی بزرگان خود بپردازیم و با تکیه به آموزه های ایشان در عرصه جهانی شدن که بسیار تند و زبر پیش می رود، دیگران را به محبت و دوستی دعوت کنیم. زمانی که سازمان اکو تاسیس شد، دوره سخت جنگ سرد بود. پس از جنگ سرد، مفاهیم و مسائلی مانند جهانی شدن، پایان تاریخ و یکجانبه گرایی در بوق و کرنا شد تا ملت ها فریفته و از خود غافل شوند و به اصطلاح ببینند که در دنیا چه خبر است. ملت ها و مردمان خوش ضمیری که در جوامعی مانند اکو زندگی می کنند، در مقابل بادهای سرد جهانی شدن نلرزیدند. این روند در صدد است تا هویت ملی و سرمایه های فرهنگی کشورها را از بین ببرد و ابتکار عمل را به دست یک عده خاص بسپارد که برای نظام بین الملل تصمیم می گیرند.

شاید بسیاری از افراد هم در نهادها و موسسات بین المللی پیدا شوند که خیرخواهانه به دنبال تنوع فرهنگی و انس و الفت ملت ها باشند، ولی خود ملت ها که صاحبان فرهنگ هستند، باید ابتکار عمل را در دست بگیرند. جهانی شدن، چند اسطوره با خود به ارمغان آورده که همه درگیر آن هستیم و آنها عبارت از ارتباطات، سرعت، رقابت و خشونت هستند. اینها مرتباً بازتولید می شوند و دولت ها و ملت ها را نگران ساخته است، ولی اینها نباید محملی برای توقف ارتباطات بین کشورها شود. ملت ها باید به فکر طرحی باشند که در اقیانوس جهانی شدن غرق نشوند.

در جمعبندی مباحث خود باید بگویم که حوزه فرهنگ، حوزه هم افزایی است. شعر در کنار موسیقی قرار می گیرد، موسیقی در کنار ساز و آواز قرار می گیرد و ساز و آواز در کنار تجارت در این حوزه قرار می گیرد. این هم افزایی است. بطور مثال، صدای فلان هنرمند خیلی خوب است و وقتی با شعر یک شاعر گره می خورد، عالی می شود. وقتی، یک نوازنده بر ساز خود زخمه می زند، دنیایی را می آفریند. بدین ترتیب وقتی که ما از تمام دنیا خسته می شویم، به یک قطعه موسیقی گوش می دهیم، از نگاه کردن به نمای یک محراب لذت می بریم، در عظمت بنای یک مسجد می اندیشیم، به تار و پودهای فرشی که با عشق بافته شده، فکر می کنیم.

باید در حوزه فرهنگ همفکری و مشورت کنیم. دست هنرمندان، متخصصان و عالمان را بفشاریم و ببوسیم، در مقابل آنان زانو بزنیم و از آنها بخواهیم که برای ما شرح دهند آنچه را که درک کرده اند، زیراکه صرفاً کتاب نوشتن و کتاب خواندن، نمی تواند و نباید هدف غایی ما باشد. یکی از پیشنهادهای بنده این است که مردمان مناطق مختلف را در امور فرهنگی مشارکت دهیم، از یافته ها و دانسته های آنها استفاده کنیم. اجرای برنامه های موسسه فرهنگی اکو در تهران خلاصه نشود. باید در هر استان و در هر کشوری دفتر نمایندگی موسسه تاسیس شود.

دولت های منطقه باید برای فرهنگ هزینه کنند. مطمئن باشید که این هزینه ها در رفع سوء تفاهم ها و اختلاف ها میان ملل و پیشگیری از آن، بسیار موثر است. باعث به ظهور رسیدن نوآوری و نبوغ افراد می گردد و شناخت کشورها از یکدیگر را میسر می سازد. بسیاری از مشکلات ما در جهان امروز، ناشی از عدم شناخت از یکدیگر است. هر کسی گمان می کند، ادعای خودش درست و به حق است، اما بزرگانی مانند مولوی که متعلق به تمام جهان، ما را از این دیدگاه برحذر می دارند. مولوی متعلق به کسی است که بتواند از آموزه های وی به نفع خود و دیگران و جهانیان بهره برداری کند. ما به این روابط و دوستی ها در سطح منطقه نیاز داریم.

 

پاسخ به یک پرسش

دکتر نوروزی در پاسخ به پرسش آقای افتخارحسین عارف، رئیس موسسه فرهنگی اکو در خصوص راهکار حل معضل ادعای مالکیت کشورها در مورد مشاهیر بزرگ منطقه، اظهار داشت: این مساله در قالب ملی گرایی، ما را با یکدیگر درگیر می کند. در این خصوص اقداماتی توسط سازمان یونسکو و برخی نهادهای بین المللی دیگر انجام شده، ولی از اهداف اولیه خود که حفظ ذخایر و سرمایه های فرهنگی و ثبت آنها می باشد، منحرف شده است. بعضی، این اقدامات را در جهت درگیر کردن و ایجاد شکاف میان برخی از کشورها و ملت ها که گذشته تاریخی یکسانی دارند، تفسیر می کنند. به نظر من، اشکالی ندارد که یک کشور در برای ثبت یکی از مشاهیر متعلق به خود اقدام کند، ولی در موارد اختلافی، باید به صورت مشترک و به نام منطقه اکو به صورت یک کل، ثبت گردد.. امروزه در حوزه مالکیت فکری و معنوی نیز که با چنین مشکلاتی مواجه است، بحث مدیریت جمعی را مطرح می کنند.

اگر کشورها خود ابتکار عمل را بدست نگیرند، نهادهایی مانند یونسکو، استانداردها را برای آنها تعریف و تنظیم می کنند. اگر کشورهای منطقه همدیگر را باور نکنند و دوستی و محبت و از خودگذشتگی به خرج ندهند، باعث می شود که به واسطه استانداردهای سازمان های مذکور، با یکدیگر درگیر شوند و اصل دوستی و وحدت و همدلی گم شود. موسسه فرهنگی اکو می تواند بزرگان و اندیشمندان منطقه را گردهم آورد تا در مورد حل چنین اختلافاتی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موسسه فرهنگی اکو باید در جهت آگاهی بخشی به مردم منطقه در این خصوص اقدام کند. در عصر جهانی شدن، از مباحث فرهنگی استفاده های تجاری و اقتصادی می شود، اما این مساله را نیز می توان به نحوی مدیریت کرد که سودش به همه برسد. به هر حال مکمل کتاب حاضر باید حوزه عمل باشد. به نظر من، یکی از کتب درسی مقاطع مختلف تحصیلی در این منطقه باید به موضوع اکو اختصاص یابد. در حوزه صنایع دستی و فرهنگی اکو، می توانیم بازاری جهانی ایجاد کنیم که ظرفیت و امکانات آن نیز وجود دارد.

 

نظرات کارشناسان موسسه فرهنگی اکو پیرامون کتاب "ایران و ظرفیت های فرهنگی اکو»

آقای شاه منصور خواجه اف، کارشناس فرهنگی موسسه فرهنگی اکو از کشور تاجیکستان، نظرات خود را در خصوص کتاب مورد بحث بیان کرده گفت: «فکر می کنم در پس این سطرها، نویسنده ای است که از عشق و عاطفه و محبت لبریز است. این کتاب بدون موضع گیری و در اولویت قرار دادن کشوری خاص در حوزه اکو، تالیف شده است به گونه ای که نمی توان گفت مولف این کتاب اهل کدامیک از کشورهای منطقه می باشد و این یکی از خصوصیات برجسته و بارز نویسنده محسوب می شود. ما از هزاران سال پیش در این منطقه ادعای فرهنگ داریم. در واقع انگیزه تاسیس سازمان اکو، برگرفته از آموزه هایی است که در اندیشه بزرگان فرهنگ و ادب ما در گذشته در جهت انس و الفت مطرح شده است. ولی متاسفانه امروز بخاطر وجود مشکلات و دغدغه های مختلف در منطقه، اندیشه نیاکان ما به فراموشی سپرده شده اند.

من فکر می کنم که یک نسخه از این کتاب باید در خانه هر یک از مردمان کشورهای عضو منطقه اکو باشد. اگر ما به آن سطح از تفاهم برسیم که خود را همردیف دیگران و نه برتر از آنها بدانیم، به مدینه فاضله مورد نظر نیاکان خود دست خواهیم یافت. این کتاب را می توان مانیفست منطقه اکو محسوب کرد. پیشنهاد من این است که این کتاب به زبان های رایج منطقه ترجمه شود و در اختیار تمام مراکز پژوهشی و دانشگاهی منطقه قرار گیرد. به نظر می رسد که هر یک از مباحث این کتاب قابلیت بسط و گسترش بیشتر را داشته باشند در عین حال که هیچ بخشی از این کتاب را نمی توان حذف کرد و پیداست که متن آن بارها ویراستاری شده است. متاسفانه امروز مشترکات تبدیل به اختلافات شده که علت آن بی توجهی و کم کاری و برتری جویی های بی اساس و بی پایه می باشد.

خانم دکتر گل مکی بختیاری، کارشناس فرهنگی موسسه از کشور افغانستان با تایید اظهارات دکتر نوروزی گفت: امروز سیاستمداران در نظام بین الملل سعی می کنند با تکیه بر اشتراکات فرهنگی میان کشورها، زمینه های اختلافات آنها را از بین ببرند. وی تصریح کرد که باید «سیاست فرهنگی» را جایگزین «فرهنگ سیاسی» کنیم.

دکتر سید مجید قافله باشی، از کارشناسان ارشد موسسه فرهنگی اکو اظهار داشت: دغدغه ای که در گذشته همیشه وجود داشت، این بود که کتابی درباره حوزه فرهنگی اکو که متناسب با سابقه طولانی تاسیس این سازمان باشد، وجود ندارد. تنها مطالب موجود، مقالات نشریات موسسه فرهنگی اکو بود. این فقر ادبیات، چه در داخل ایران و چه در سطح منطقه به زبان انگلیسی کاملاً مشهود است. خوشبختانه آقای دکتر نوروزی از پیشگامانی هستند که در راه تولید این ادبیات قدم نهاده اند. این کتاب سنگ بنایی برای تولیدات بیشتر در این حوزه خواهد بود. همچنین موجب ایجاد انگیزه برای سایر پژوهشگران در قالب نقد و بررسی این مضامین خواهد گردید.

هنگامی که کشورها وارد فرایند همکاری و همگرایی می شوند، یک اصل ابتدایی مفروض این است که کشورهای مذکور به آن درجه از بلوغ رسیده اند که از منافع خود به نفع یک مرجع بین المللی صرف نظر کنند، چرا که منافع بیشتری از آن همکاری عایدشان می گردد. اکنون در چارچوب سازمان هایی مانند اتحادیه اروپا، مفاخر بزرگ فرهنگی، به عنوان یک شخصیت اروپایی پذیرفته شده اند و منحصر به کشور خاصی تلقی نمی شوند و امروزه این مطلب برای ملت های اروپایی نیز به یک باور تبدیل شده است. اما متاسفانه عکس این قضیه در منطقه اکو صادق است. وجود شخصیت های فراملی در عوض عامل وحدت و همگرایی، در اثر پدیده های مختلفی، خصوصا استعمار، به زمینه های اختلاف و رقابت تبدیل شده است. این یکی از چالش های اساسی منطقه است که باید برای آن چاره اندیشی کرد. ما در سازمان اکو باید به دنبال راهبرد هایی باشیم که همکاری ها به خصوص در حوزه فرهنگ محدود به دولت ها نباشد. این شخصیت ها مردمی بوده اند، پس این همکاری ها باید در میان مردم منطقه نیز وجود داشته باشد.

 

سخن پایانی دبیرکل

دکتر محمد رضا حاجی کریم جباری، دبیر کل موسسه فرهنگی اکو اظهار داشت: مبحث فرهنگ موجب تلطیف مباحث خشک سیاسی مطرح در روابط بین الملل می شود. کشورهای غربی با پیشینه چند قرن سلطه طلبی، در واقع خشونت را پردازش نظری کرده و در قالب مفاهیم و نظریه های مطرح در روابط بین الملل، نظیر واقع گرایی یا رئالیسم، رواج داده اند. آثار تاسف بار ترویج نظریات به اصطلاح واقع گرایانه و رئالیسم در سطح بین الملل و بروز جنگ و خشونت در سح گسترده و جهانی، باعث شد تا در چند دهه اخیر نظر برخی نظریه پردازان، نظیر سازه انگاران، به نقش فرهنگ در روابط بین الملل معطوف گردد.

در مبحث جهانی شدن یا جهانی سازی، باید گفت که این هجمه ای است که عموماً به سوی کشورهای در حال توسعه و بالاخص کشورهای اسلامی دارای فرهنگ و تمدن غنی، مانند ملل اکو، در حال شکل گیری است. حتی برخی اندیشمندان آمریکایی مانند «توماس فریدمن» در صدد تئوریزه و استانداردسازی کردن فرهنگ آمریکایی بر آمده اند. فریدمن می گوید که جهان از لحاظ فرهنگی به پایان رسیده و یک فرهنگ مشترک که برخاسته از فرهنگ آمریکایی است عملا جهان را درنوردیده است. معتقد است که خرده فرهنگ ها همه از میان رفته و فقط فرهنگ آمریکایی است که باقی می ماند.

یکی از واکنش های طبیعی کشورهای صاحب تمدن و فرهنگ کهن و غنی در برابر این هجمه این است که تلاش می کنند تا هویت دینی، ملی و فرهنگی خود را در برابر جریان یا فرآیند جهانی شدن، حفظ و تقویت کنند. این امری بسیار مبارک و کلیدی برای ادامه حیات فرهنگی و تمدنی این کشورهاست، اما قاعدتا این تلاش مشروع و مبارک، نمی تواند و نباید دلیل و مستمسکی برای مصادره مفاخر و مشاهیر سایر ملل قرار گیرد. یکی از رسالت های بنیادین و سرنوشت ساز موسسه فرهنگی اکو، تعریف یک هویت مشترک منطقه ای است. شباهت ها و اشتراکات کشورهای عضو اکو بیش از هر منطقه دیگر جهان و به اندازه ای است که بر پایه آن می توان چنین هویتی را به منصه ظهور رساند.

تألیف دکتر نوروزی، به سبکی شیوا و کاربردی، به تبیین نقش فرهنگ در تقویت روابط منطقه ای پرداخته و این مباحث را به خوبی تبیین نموده است. راه کارهای مهمی نیز توسط دکتر نوروزوی در این کتاب پیشنهاد شده که می تواند سرلوحه راهبردهای میان و درازمدت موسسه قرار گیرد. علیرغم این که رشته تحصیلی و تدریس دکتر نوروزی یعنی روابط بین الملل، از جنسی خشک و زبر و سخت است، معهذا ممارست و علاقمندی به حوزه فرهنگ و هنر، روح و طبعی بسیار لطیف به ایشان بخشیده و لذا ثقیل ترین مباحث سیاسی را نیز با کلامی نرم و لطافت بخش عرضه می کنند.

کتاب «ایران و ظرفیت های فرهنگی اکو» مسلما به تکلیف درسی روزانه و سرمشق سیاست ها و برنامه های موسسه فرهنگی اکو تبدیل خواهد شد. امیدواریم که چاپ دوم این کتاب با نظر و هدایت دکتر نوروزی و مشارکت فکری تمامی کارشناسان موسسه اکو و با تمرکز بیشتر منطقه ای، به زودی به رشته تحریر در آمده منتشر شود.

 

 

  • نسخه چاپی
  • اشتراک گذاری
  • ارسال به دوستان
  • ارسال نظر

نام

آدرس پست الکترونیک  

آدرس وب سایت

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری):

 = 5+3

نام شما (اجباری)  

پست الکترونیک شما (اجباری)  

پست الکترونیک دریافت کننده (اجباری)  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری)

 = 5+3