آخرین مطالب
کد مطلب: 6065
تاریخ انتشار: چهارشنبه 15 آبان 1392

نماد سینمای قرقیزستان

نماد سینمای قرقیزستان
اخبار  - در تاریخ سینمای کشور های آسیای مرکزی چهره ها و شخصیت های موثر و پر نفوذی قرار دارند که رشد و پیشرفت و ارتقای سینمای این منطقه با نام و فعالیت آنها ارتباط تنگاتنگ دارد و این عرصه را بدون وجود آنها نمی توان تصور نمود و بالاتبیک شمشی اف از شمار چنین شخصیت های است که سینمای قرقیزستان با نام و فعالیت های شایسته او به طور عمیق درهم تنیده است.وی در طول فعالیت بیش از 40 ساله سینمای خود شاهکاری آفریده که نه تنها مورد تحسین و تمجید هم زبانانش در قرقیزستان،بلکه در قلمرو شوروی سابق در گذشته و حال بوده است.

این کارگردان برجسته در سال 1941 در شهر فرونزی(بیشکیک کنونی) در خانواده تالین شمشی اف،شاعر مردمی قرقیز به دنیا آمد. وی پس از ختم دانشگاه عالی سینما گری اتحاد شوروی در سال 1964 2 سال بعد یعنی در سال 1966 نخستین فیلم مستند علمی خود را که موضوع تز دکترای او بود با نام "ماناسچی" (خواننده و داننده "ماناس"،حماسه ملی قرقیزی) تحت رهبری استادش آلکساندر زگوریدی،فیلم ساز سرشناس روسی ساخت که فیلم مذکور در جشنواره بین المللی سینمای شهر آبرخاوزین آلمان برنده جایزه برتر این جشنواره گردید. فیلم مذکور در جشنواره سینمای کشور های آسیای مرکزی و قزاقستان نیز موفق به دریافت جایزه ویژه گردید.

شمشی اف در ایام دانشجوئی با اجرای نقش کمال در فیلم "زنای"(گرما) ساخته لاتریسا شیپتیکو ،کارگردان روسی نشان داد که هنر پیشه با استعداد در عرصه سینما است و این فیلم مورد تمجید اهالی سینمای مسکو قرار گرفت. بالاتبیک شمشی اف در سالهای بعد فیلم "چوپان"(1966)، "تیر پرانی در گردنه کرش"(1970)،" خشخاش قرمز اسیق کول"(1972)،"کشتی سفید"(1977،همراه با چنگیز آیتماتف که فیلم مذکور جایزه دولتی اتحاد شوروی را برای کارگردان به ارمغان آورد)،"دورنا های بر محل"(1980)،"گودال گرگ"(1984)،"طلوع فودزیاما"(1988) را ساخت که شهرت فراوانی برای او کسب کردند و او را به عنوان کارگردان فوق العاده در قلمرو شوروی سابق و خارج از آن مطرح کردند.بیشتر فیلم های ساخته او بر پایه آثار چنگیز آیتماتف،نویسنده معروف قرقیز انجام شده اند. شمشی اف به خاطر ساخت این فیلم ها جوایز معروف این کشور از جمله نشان ماناس،نشان تفاخر،نشان دوستی و غیره را دریافت نمود.

این کارگردان در معرفی ماناس،حماسه ملی قرقیز که عبارت از 5/1 میلیون مصراع بوده بزرگترین داستان حماسی جهان محسوب می شود خدمات ارزشمند انجام داده است. خود او در یکی از مصاحبه هایش گفته است: من در عمر عزیز خود دریافتم که تمام فعالیت هنری ام تحت الشعای ماناس صورت گرفته است.من در ایام کودکی بار اول توسط تصاویر با ماناس آشنا شدم. پدرم آن زمان از شهر مسکو کتاب فاخری را برایم هدیه آورده بود که به ماناس و قهرمانان آن اختصاص یافته بود. من ساعت ها به عکس های جذاب این کتاب دیده می دوختم . این به سالهای 1946-1947 موافق می آمد که من خواندن و نوشتن را بلد نبودم. اما چهره ها و سیما های قرقیزی این کتاب روح زمان پس از جنگ دوم جهانی را در من پدید می آورد و این روح بنیاد کاری و مسرت بخش مردمی بود که در پی رفع خرابی های زمان جنگ بود. بعد های در سال های 60 قرن گذشته هنگامی که کارگردان های جوان قرقیز به کسب مقام شامخ و جوایز فاخر در جشنوراه های سینمای داخلی و خارجی دست یافتند منتقدین عرصه سینما در خارج متوجه این نکته شدند که علت اصلی این همه موفقیت نسل جوان سینما گران قرقیز در پرتو آرمان های والای ماناس نهفته است و این حماسه به نسل ما نیرو و الهام می بخشید. حتی حرکت سینما گران قرقیز را در آن سالها با مفهوم "اعجاز سینمای قرقیز" تعبیر می کردند. من نمی دانم دیگر هم پیشگانم از این جریان چه برداشتی دارند،ولی من فکر می کنم در وجود من یک نوع احساس جسارت باطنی پدید آمده بود که از ماناس و قهرمانان آن منشا می گرفت. محبت عمیق به ماناس 50 سال قبل مرا بر آن واداشت تا فعالیت علمی تحقیقی دانشگاهی خود را به ماناس اختصاص دهم و فیلم مستند "ماناسچی" را از زندگی سایاکبای قارالیف،یکی از دانندگان بی نظیر ماناس که در شهر فرونزی به سر می برد،بسازم که مختار عوض آف،سرآمد ادبیات قزاق او را "هومر(شاعر نابینای یونان قدیم) قرن 20 " عنوان داده بود. برای من جای افتخار است که سالهای زیادی با سایاکبای آشنای عمیق داشتم.23 سال داشتم که با این داننده ماناس آشنا شدم. آن زمان گاه برخی پرسش هایی را مطرح می کردم که امروز از طرح آنها خجالت می کشم. ولی امروز دیدگاه من تغییر یافته و اکنون با او سر موضوعات مهم دیگری بحث می کنم که تنها او قادر است به این سوالات پاسخ دهد و راز های ماندگاری و عظمت ماناس را کشف کند. در آن ایام شدید تحت تاثیر اندیشه های کتابی،بویژه تحت افکار اکادمیسین ژیرمونسکی،پژوهشگر ماناس بودم که نوشته بود بسیاری از دانندگان و حافظان ماناس شخصیت های قدسی را به خواب می بینند.من که دانشجوی دانشگاه شوروی بودم با همان دیدگاه ماتریالیستی و مادی خواب های را که سایاکبای برایم تعیرف می کرد نمی توانستم قبول کنم. حالا با گذشت زمان زیاد تازه متوجه می شوم چه اسراری در خواب های سایاکبای نهفته بود و به درک این نکته رسیده ام که چرا نسخه صحیح ماناس را محض سایاکبای حفظ بود چون معلوم است که نسخه مکتوب ماناس بیش از 5/1 میلیون مصراعی وجود ندارد و این حماسه از سینه به سینه تا به روزگار ما توسط همین ماناس چی ها باقی مانده است و قهرمان فیلم برایم قصه می کرد که او شخصیت های روحانی را بار ها به خواب دیده و آنها گزینه صحیح ماناس را گفته اند،تنها منبعی که به صورت مکتوب از ماناس یادآوری می کند کتاب "مجمع التواریخ" ،اثر متعلق به قرن 16 است .سایاکبای با حافظ فوق العاده ماناس را از حفظ است او با سائر دانندگان ماناس شباهت ندارد و می شود گفت این ماناس متعلق به استعداد او است . ولی جالب این بود که سایاکبای در حفظ سائر موارد حافظ قوی ندارد و بیشتر چیز ها را زود فراموش می کند و تنها ماناس را بدون اشتباه در هر زمانی که از او تقاضا شود از حفظ می خواند. با قاطعیت می توانم بگویم که زمان تولید و ظهور ماناس همزمان با تولید شاهکارهای ادبیات جهانی-ویدها،اوستا،ماهابهاراتا، تورات و گلگمیش است و واژه ماناس یکی از قدیمی ترین واژگان و نماد های جهانی است و بدون تحلیل و تحقیق نمی توان زمان دقیق به وجود آمدن ماناس را تخمین زد.

بالاتبیک شمشی اف همواره در اندیشه ارتقای جایگاه سینمای قرقیزستان در زمان کنونی است. وی در مورد اینکه با کدام شیوه می توان تماشاگر را به سینما جلب کرد بار ها ابراز اندیشه و نظرات مفید داشته است. از جمله با ابتکار او کمیسیون ویژه در نزد دیپارتمان سینمای وزارت فرهنگ قرقیزستان تاسیس شد که هدف آن شناسائی نیاز های و خواسته های مخاطب است. به عقیده این کارگردان سینماگر باید هنرمند و هنر شناس باشد که به طور عمیق باطن تماشاگر را بشناسد و بر اساس مطالبات جامعه آفرد.

به هر صورت بالاتبیک شمشی اف در تمامی فیلم های خود با استناد بر باور های مردمی و حقیقت جامعه و تغییر و تحولی که در زندگی مردم به وجود آمده واقعیت های زندگی را به پرده سینما کشاند و هنر هفتم را به گفته کارشناسان به هنر اول این جامعه تبدیل نمود و همچنانکه چنگیز آیتماتف،نویسنده سرشناس قرقیز در عرصه ادبیات در کشورش حرف اول را می گفت شمشی اف افکار و اندیشه های او را در پرده سینما مجسم نمود و کا رهای مشتکر این دو چهره فرهنگی نماد برجسته همکاری دو هنرمند بود که به عنوان ارکان نیرومند فرهنگ قرقیزستان اعتراف شده اند .و به نوشته اکثر منتقدین در قرقیزستان وقتی واژه سینما به کار برده می شود چهره شمشی اف پیش نظر می آید و وقتی از شمشی اف ذکری می رود صحنه سینما مجسم می گردد، یعنی نام شمشی اف با سینما پیوند عمیق خورده است. 


شاه منصور شاه میرزا
ادب پژوه تاجیک 

 

 

 

  • نسخه چاپی
  • اشتراک گذاری
  • ارسال به دوستان
  • ارسال نظر

نام

آدرس پست الکترونیک  

آدرس وب سایت

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری):

 = 9-4

نام شما (اجباری)  

پست الکترونیک شما (اجباری)  

پست الکترونیک دریافت کننده (اجباری)  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری)

 = 9-4