آخرین مطالب
کد مطلب: 6054
تاریخ انتشار: یکشنبه 12 آبان 1392

جایگاه اقبال در تاجیکستان

جایگاه اقبال در تاجیکستان
اخبار > تاجیکستان  -  نام اقبال لاهوری، شاعر و متفکّر سرشناس پاکستانی در تاجیکستان از دهه شصت میلادی قرن گذشته در محافل ادبی و فرهنگی این کشور بر سر زبان ها پیچید و این زمانی بود که میرسعید میرشکر، شاعر نامدار تاجیک با انتشار مقاله ای و سپس مجموعه اشعاری از اقبال با حروف سرلیک خوانندگان خوش ذوق تاجیک را با شرح حال و نمونه آثار این شاعر بانام آشنا نمود.

اگرچه مرد بمیرد به گردش مه و سال

نمرده است و نمیرد محمد اقبال

میرشکر در پیشگفتاری که بر این مجموعه نوشته است یاد آوری می کرد که در نشستی در پاکستان فیض احمد فیض، شاعر پاکستانی به هنگام خداحافظی  با میرشکر این بیت را می خواند:

قدم بی باک تر نه در حریم جان مشتاقان

تو صاحب خانه ای آخر، چرا دزدانه می آئی؟

  سپس میرشکر از او سوال می کند صاحب این بیت شیرین کیست؟ فیض احمد فیض پاسخ می دهد که بیت مذکور از اقبال است و این انگیزه ای می شود تا میرشکر به نشر اشعار اقبال همّت گمارد.

 در سال های بعد از نشر این مجموعه، پروفسور روانشاد عبدالله جان غفاراف، محقّق و اقبال پژوه که رساله دکترای او مربوط به اقبال بود در نشر و گسترش آثار و اندیشه های اقبال لاهوری تلاش های موثّر و فراوان انجام داد و دو مجموعه کامل تر از این شاعر بیدارگر با نام های "پیام شرق" و "پیغام شرق" را با شمارگان ده هزار نسخه در تاجیکستان منتشر نمود که در مدّت کوتاه به فروش رفت و اقبال جایگاهی ممتاز در جامعه تاجیکستان کسب کرد.

 در آستانه فروپاشی اتّحاد شوروی که موج بیداری و خود آگاهی در تاجیکستان پدید آمد با توجّه به علاقه فراوان مردم به شعر نیاز این جامعه به اشعار اقبال بیشتر احساس گردید و مردم، بویژه نیروهای خودشناس دیگر باره بر اقبال رجوع کردند و در نهایت شعر اقبال به زنگوله بیداری و خودشناسی تبدیل یافت. بویژه شعر مشهور او "از خواب گران خیز" و مصراع های معروف آن :

ای غنچه خوابیده چو نرگس نگران خیز

کاشانه ما رفت به تاراج غمان خیز

از ناله مرغ چمن از بانگ اذان خیز

از گرمی هنگامه آتش نفسان خیز

از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز،

ازخواب گران خیز!

   ورد زبان مردم شد و پیر و جوان و مرد و زن آن را می خواندند و مرادبیک نصرالدین، خواننده مردمی این کشور آن را به پرده موسیقی وارد کرد و تقریبا همه روزه از میدان شهیدان که محلّ تجمّع نیرو های آزادی خواه در شهر دوشنبه بود اجرا می شد.  و در آن روزگار زمانی که مردم خود شناس به خاطر مطالبات حقّ مسلّم خود - بازگشت به خطّ فارسی و کسب استقلال تاجیکستان از اتّحاد شوروی راهپیمائی و تظاهرات می کردند از شعر اقبال که مضمون و محتوای بیدارگری و انقلابی داشت سود می جستند و شعر اقبال را بر شعار تبدیل دادند و آن را در پلاک کارد و تابلوها حک می کردند که در عکس های آن روزها درج شده است، مثل این ابیات:

خدا آن ملّتی را سروری داد 

که تقدیرش به دست خویش بنوشت

به آن ملّت سر و کاری ندارد 

که دهقانش برای دیگران کشت

و یا:

مسلمان فاقه مست و ژنده پوش است   

ز کارش جبرئیل اندر خروش است

بیا طرح دگر ملّت بریزیم

که این ملّت جهان را بار دوش است

  بدین طریق اقبال به دانشگاه ها و مراکز آموزشی و برنامه های رادیو و تلویزیون راه پیدا کرد و در دانشگاه ملّی تاجیکستان رشته اقبال شناسی تاسیس گردید که دانشمند سرشناس تاجیک آقای دکتر رستم وهابنیا این محافل را رهبری می کرد .در نشریه ها نیز آثاری از اقبال شناسان ایرانی و پاکستانی منتشر می شد و اکنون شعر اقبال بود که در هر بخش از جامعه تاجیک حرف اوّل را می زد و دانش آموزان و دانشجویان تاجیک با شعر این شاعر شوریده نفس می کشیدند و این شعر مرشد زندگی آنها شده بود:

ادب پیرایه نادان و داناست

 خوش آنکو با ادب خود را بیاراست  

ندارم آن مسلمان زاده را دوست

که از دانش فزود و از ادب کاست.

  و در همان بهبهه بیداری ها مسجدی در جماعت آبّردن شهرستان مسچاه استان سغد به اسم این متفکّر و شاعر سرشناس نامگذاری گردید و در این مسجد اشعار و ابیات بلند اقبال در در و دیوارهای آن  ثبت گردید و درس هایی از آموزه های او توسّط روحانیون تدریس می شد.

  همین طریق ابیات ایران دوستی و در روحیه ایران گرائی و ستایش زبان فارسی سروده اقبال در بطن جامعه جای و مقام ویژه یافت و کسی را در این جامعه نمی توان پیدا کرد که این ابیات دلنشین او را در حفظ نباشد:

هندی ایم از پارسی بیگانه ام        ماه نو باشم تهی پیمانه ام

گرچه هندی در عزوبت شکّر است        طرز گفتار دری شیرین تر است

محرم رازیم با ما راز گوی           آنچه می دانی ز ایران باز گوی

از حجاز و چین و ایرانیم ما          شبنم یک صبح خندانیم ما

  و این دو بیتی حضرت اقبال که قلّه اوج وحدت گرائی و دیدگاه همگرائی و هم اندیشی را ارائه می کند از زبان هر فرد آگاه جامعه آن روزها شنیده می شد که آن را بدون شکّ می توان سرود ملّی اقوام مسلمان تلقّی کرد:

نه افغانیم و نه ترک و تتاریم       چمن زادیم و از یک شاخساریم

تمیز رنگ و بو بر ما حرام است       که ما پرورده یک نو بهاریم

  بویژه این دو بیتی علاّمه اقبال که تقریبا بر آرم هر تجمّع و گرد همائی در تاجیکستان تبدیل شده بود از شهرت و محبوبیت زیادی برخوردار بود و به مردم تشنه استقلال و آزادی آن روز این کشور روحیه و قدرت انسجام بیشتر می بخشید:

میارا بزم در ساحل که آنجا

نوای زندگانی نرم خیز است

به دریا غلط و با موجش درآمیز 

حیات جاویدان اندر ستیز است

  اقبال با سروده های آتشین خود نشان داد که رسالت شاعر و سخن در جامعه ارشاد و هدایت انسان ها است و شاعر که فرد با شعور و اگاه هر زمان است بایستی دم از وحدت و تربیت و تعدیب بشر زند و در ارتقای فکری انسان ها تلاش به خرج دهد و سروده او باید از دل برخیزد و بر دل نشیند و مثل شعر اقبال به سرود همگانی و توده ها و خاصّ و عام تبدیل شود. خود اقبال نیز از این رسالت ازلی سخن و سخنور به خوبی آگاه بود و هرچند در ابتدا مقالات اجتماعی  و سیاسی جهت بیداری و هوشیاری مردم مشرق، بویژه مسلمانان می نگاشت ولی بعدها دریافت که کاری که شعر و کلام موزون انجام می دهد نثر و سائر هنرها از انجام آن عاجزند و این است که اشعار  فارسی اقبال بیشتر از اشعار سروده او با زبان اردو محبوبیت و  جایگاه فاخر را در میان مردم  دارند. اقبال خود در این زمینه  گفته است:

ناله کجا و من کجا، سوز سخن بهانه ای است

سوی قطار می کشم تاقه بی زمام را

  و جالب اینکه کمتر شاعری را در تاجیکستان می توان یافت که بویی از اشعار اقبال نبرده و تاثیری از اندیشه های متعال او نگرقته باشد. به عنوان نمونه:

استاد لایق:

روز و شب بیدار شمس خاوران         ما زخواب آلودگان خاوریم

حضرت اقبال بر ما بد مگیر           ما اگر در خواب سکته اندریم

خیز از خواب گران گفتی ولی          در سمرقند آنچنان بی منبریم

در بخارائی که درگاه دری است         با دری گفتاری بیرون از دریم

اعظم خجسته:

می شود سینه تنگم یم آهی گاهی  

 می برم در یم این آه پناهی گاهی

راه مقصود عجب پیچ و خمی دارد و لیک 

 راشدی هست که بینی سر راهی گاهی

(با الهام از غزل اقبال که با این مطلع آغاز می شود:

می شود پرده چشمم پر کاهی گاهی      

دیده ام هر دو جهان را به نگاهی گاهی).

جوهر شعر همانا مبارزه، تلاش، امید و به دست آوردن مقصود و خلاّقیت و خودکفایی است که در خواننده احساس خودباوری و نیرو را ایجاد و احیا می کند که او خلیفه الله است و اگر بخواهد به قول بیدل "خالی سازد ز سنگ کوهساری را"، چنانچه:

مثل آیینه مشو محو جمال دگران

از دل و دیده فرو شوی ، خیال دگران

آتش از نالۀ مرغان حرم گیر و بسوز

آشیانی که نهادی به نهال دگران

در جهان بال و پر ِ خویش گشودن آموز

که پریدن نتوان با پر و بال دگران

مرد ِ آزادم و آنگونه غیورم که مرا

می توان کُشت به یک جام زلال دگران

ای که نزدیکتر از جانی و پنهان ز نِگَه !

هجر تو خوشترم آید ز وصال دگران

  به هر صورت، با توجّه به اینکه شعر اقبال نماد بیدارگری و دعوت بر هوّیت و خودشناسی و افشرده و حاصل دعوت های انقلابی شعرای  نامدار فارسی است می توان در یک ارزیابی عمیق اقبال را موثّر ترین شاعر در قرن20 در جامعه فارسی زبان آسیای مرکزی محسوب و اعتراف نمود. مردم فارسی گوی این خطّه شعر پرور این مصرع اقبال: از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز" را که می شنوند گوی خود را  مخاطب شاعر می دانند و در سال های نود بر دعوت بیداری او لبّیک گفتند و گمان است در آینده نزدیک شاعری مثل اقبال در صحنه ادب قد الم کند  که خود اقبال این معنی را 20 دقیقه قبل از مرگش به صورت دو بیتی ای بیان نموده بود:

سرود رفته باز آید که نآید

نسیمی از حجاز آید که نآید

سر آمد روزگار این فقیری

دیگر دانای راز آید که نآید

اقبال نشان داد که شعر بالاتر از هرگونه سیاست و سیاست بازی است. حتّی در زمان اوج گردهمائی های شهر دوشنبه رحمان نبی یف، رئیس جمهوری تاجیکستان در سفری به پاکستان هین زیارت آرامگاه اقبال در لاهور با طنز بر اقبال خطاب می کند: خود اینجا خوابیده ای ولی "از خواب گران خیز"ت در دوشنبه نمی گذارد ما آرام بخوابیم!

 خانواده های زیاد تاجیک به خاطر عشق و علاقه به این شاعر نام آور اسم فرزندان خود را اقبال یا محمد اقبال گذاشته اند و چندین مسجد و خیابان و موسّسه علمی نام او را دارند.  

 

شاه منصور شاه میرزا

کارشناس فرهنگی در موسسه فرهنگی اکو

 

  • نسخه چاپی
  • اشتراک گذاری
  • ارسال به دوستان
  • ارسال نظر

نام

آدرس پست الکترونیک  

آدرس وب سایت

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری):

 = 5+2

نام شما (اجباری)  

پست الکترونیک شما (اجباری)  

پست الکترونیک دریافت کننده (اجباری)  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری)

 = 5+2